صامت «ی/y/»ومصوت«ی/i/»

قواعد مربوط به نگارش«ی»

الف) ازنظر نگارش مصوت«ی/i/» دارای چهار شکل است:وبه شکل های زیر نوشته می شود:

« اﯾ » اوّل  « » وسط   « ی »آخر « ای » آخرتنها

مثا ل : ایران ، سیب ، بازی ، خانه ای

ب)  ازنظر نگارش صامت «ی/y/» دارای دو شکل است:وبه شکل های زیر نوشته می شود:

« ڍ » غیر آخر  « ی» آخر

مثا ل: یاس ، چای 

1-      درصورتی که این شکل  در واژه ای ابتداصامت /y/وبعد مصوت/i/ قرار بگیرد ، هردو شکل نوشته وتلفظ می شوند.

مثال: تعیین/ta?yin/، تغییر/taqyir/، آیین/âyin/، پایین/pâyin/،پاییز/pâyiz/،می آییم/mi â yim/،می گوییم/mi gu yim/و ....

2-      درصورتی که در واژه ای ابتدا صدای مصوت /i/وبعد صدای صامت /y/شنیده شود ،یک شکل نوشته می شود وهردو به ترتیب تلفظ می شوند.

مثال: سیاه/siyâh/، میان/miyân/، پیاز/piyâz، خیابان/xiyâbân/،زیاد/ziyâd/و ...

البته تلفظ این گونه کلمه ها در گویش های مردم متفاوت است .برای مثال کلمه ی سیاه به چهار شکل تلفظ می شود :( si âh- si  yâh   -  sy âh   -se yâh) از نظر واج نگاری صورت ۲و۴رابه طور کلی باید کنار گذاشت .فقط باید دید که صورت های ۱و۳کدام مرجح تراست.آنچه مسلم است ،بایدمطابق «زبان معیار یا زبان رسمی»یعنی زبانی که درمرکزسیاسی کشوراز نظر آماری بیشترین رواج را دارد ،پذیرفت  .بنابراین چون تلفظ دقیق واژه ی سیاه وواژه های نظیر آن را نمی توانیم براساس ضبط مکتوب آن تعیین نماییم،ناچار آن راتابع تلفظ عادی مردم قرار داده وضبط (si yâh) را مسلم دانسته ایم.

نکته مهم: در زبان شناسی پدیده ای داریم که به آن همگونی یا تجانس می گویند .یعنی گاهی تلفظ آواهایی که به هم نزدیک هستند مثل:(y-i-e)در اثر مجاورت روی محور همنشینی تغییر می کند .« ب زینت یا ب تأکید » رادر آغاز وجه امری یا التزامی بعضی ازافعالی مانند: « بِیا/be yâ/» و«بِیفت /be yoft/»و... در نظر بگیرید صدای /e/در اثر مجاورت با/y/تمایل به /i/می کندواین کلمه /bi-yâ/تلفظ می شود.چنانکه می دانیم تلفظ این جزﺀ پیشین افعال فارسی « ﺑِ /be/» است در حقیقت  کلمه ی بیا از سه جزﺀتشکیل شده است ( ﺑِ /be/زینت + ی/y/صامت میانجی +   آ /â/ماده ی فعل آمدن). بنابر این تلفظ صحیح آن چنین است: بِیا (be – yâ)  نه بیا(bi –yâ).

    3- یکی از نقش های مهمی که صامت ( ی /y/ ) ایفا می کند ،میانجی گری است ،جهت جلو گیری از التقای مصوت ها که به آن «صامت میانجی»می گویند. مثال ها:

نَیامد← /na-y-âmad/  

خانه ی من←/xâne-y-e-man/

تنهایی ←/tanhâ-y-i/

ابروی یار←/abru-y-yâr/

ماهیان←/mâhi-y-ân/

تویی(توهستی)←/to-y-i/

تابلوی دیواری←/tâblo-y-divâri/

جلوی خانه←/jelo-y-xâne/  

4- مصوت (ی/i/)به شکل پسوند در پایان کامه چند حالت دستوری دارد: مصدری، نسبت، نکره،وحدت .

حال اگر درپایان کلمه ای بیاید که مختوم به مصوت (a-u-i)با شد ،قبل از آن یک صامت میانجی «ی/y/»می آید.

مثال:  چاره جو← چاره جویی

         آسیا ← آسیایی

         ماهرو← ماهرویی

         طوطی← طوطیی

         زیبا← زیبایی

         ماهی← ماهیی

5- اگر درپایان کلمه ای بیاید که مختوم به مصوت (e)باشد، به شکل « ای »نوشته می شود.

مثال : نامه ای         میوه ای

6- اگر درپایان کلمه ای بیاید که مختوم به صامت(y) به شکل زیرنوشته می شود .

مثال: نی ← نیی/ne yi/                پی← پیی/pe yi/

     7-  صامت (ی /y/) هنگامی که به عنوان نشانه ی اضافه در پایان کامه های مختوم به ( /e/ﻪ-ﻩ) به شکل «ی» نوشته می شود ، نه به شکل همزه( ﮥ - ۀ ) .مثال : خانه ی بزرگ               میوه ی رسیده

8-  (ی) در آخر برخی از کلمه های دخیل عربی (الف مقصوره )می باشد. مثال : موسی ، حتّی

 


ﻫ (غیر ملفوظ یا « ﻫ » بیان حرکت) و ﻫ (ملفوظ )

« ﻫ » غیر ملفوظ همان مصوت « اِ /e/ » می باشد که در آخر واژه می آید.مانند: خانه ، میوه، خواننده،جامه همچنین همان صدایی است که درآموزش دوره ی دبستان به آن(« ﻪ اِ» /e/آخر چسبان و« ﻩ اِ» /e/ آخر تنها می گویند

« ﻫ » ملفوظ صامت /h/  است که درآخرکلمه ها تلفظ می شود.مانند: نگاه ،کوه ،گره،روباه،توجّه، نُه، دِه

اینک نکات مربوط به قواعد رسم الخطی هر کدام ذکر می شود:

1-  درپایان کلمه ای که به ﻫ (غیر ملفوظ یا « ﻫ » بیان حرکت) مختوم باشد درحالت اضافه ( اعم از مضاف ومضاف الیه یا موصوف وصفت )یای میانجی « ﻯ /y/ » قرار می گیرد:

مثال: خانه ی بزرگ

جامه ی سفید

بنابر این گذاشتن علامت همزه ( ﺀ ) در بالای (ﮥ وﮤ ) صحیح نمی باشد.

2-     هنگام گرفتن علامت جمع « ان» به جهت التقای مصوت ها صامت میانجی ( گ /g/ ) قرارمی گیرد. لازم به توضیح است در این میان حذفی صورت نمی گیرد بلکه مصوت ( ﻪ، ﻩ )ازاین شکل به شکل دیگر خود یعنی( -ِ ) حرکت زیر یا کسره در می آید.

مثال: بنده  ← بندِگان

       آزاده ← آزادِگان

        تشنه ← تشنِگان

3-     هنگام چسبیدن ( «ی» /i/ ) اسم ساز جهت جلوگیری از التقای مصوت ها بین آنها صامت میانجی    ( گ /g/ ) قرارمی گیرد.

مثال: بنده ← بندِگی

          زنده ← زندِگی

          خانه ← خانِگی

مشاهده می شود حذفی صورت نمی گیرد بلکه مصوت ( ﻪ، ﻩ ) به شکل دیگر خود یعنی( -ِ ) حرکت زیر یا کسره در می آید.

4-     در صورتی که بعد از( ﻫ )غیر ملفوظ « ی /i/ » نکره یا وحدت بیاید ، به شکل «ای»نوشته می شود.

مثال : دسته ای

          آزاده ای

          نامه ای

5-     «ﻫ» غیرملفوظ هنگام اضافه شدن علامت جمع« ها » حذف نمی شود.

      مثال: شاخه ها

              خانه ها

             میوه ها

6- «ﻫ» غیرملفوظ پیش از پسوند حذف نمی شود.

مثال : علاقه مند

          بهره مند

            دیده بان

ﻫ (ملفوظ )یاصامت « ﻫ /h/»

حرف ﻫ  درپایان بسیاری از کلمات ملفوظ است . مثل: موجّه، سیاه ، نگاه ، مه، شبیه و.....

نکته: «ﻫ» درپایان کلمه از قاعده ی حروف متصل تبعیّت می کند،یعنی پیوسته به حرف بعد نوشته می شود.

مثال : گرهی (= یک گره)

        عذر موجّهی

         او متوجّهِ مشکل شد.

این نکته به خصوص درموردکلمه ی « دِه» ماده ی فعل «دادن»ومشتقات وترکیبات آن در خور توجه است.مانند : فرماندِه ← فرماندِه سپاه ← فرماندِهی

سازماندِه←سازماندِهی

بازدِه ← بازدِهی

سودِه← سود دِهی

برباد دِه

 

 

واو معدوله

« واو معدوله» واوی است که در این زمان  نوشته می شود ولی خوانده نمی شود مانند:خواب ،خویش ،خورددر فارسی قدیم یک واج ( خ /x/ )با تلفظی خاص وجود داشته است که آن را به اعتبار صورت مکتوب آن « واو معدوله » ودر اصطلاح زبان شناسی  « لب ونرمکامی » می نامند.این واج در آن واحد ار دو واجگاه لب ونرمکام ودر عین حال از میان دو لبِ گرد شده ادا می شود ودر نتیجه آوایی که ازگلو می آید صدای [خ /x/] وآوایی که از لب ها می آید صدای /w/می دهد .خصوصیت لبی این واج که زمانی ملفوظ ومحسوس بوده ،به مرور زمان از میان رفته وامروز جز در بعضی لهجه ها باقی نماند است.

درعین حال تغییری هم درمصوت دنباله ی این صامت روی داده ،بدین معنی که اگر ( -َ /a/ ) بوده به (-ُ/o/ (مبدل شده است . این تحول دوم یعنی تبدیل ( -َ به –ُ )ظاهراً در دوره های متأخر صورت گرفته است به صورتی که در همه اشعار فارسی تا یکی دو قرن پیش واژه هایی از قبیل ( خوش ، خور« خورشید » و...)راباید به ترتیب (خَش /xaš/، خَر/xar/ ) تلفظ کردوگرنه وزن شعر ازنظر قافیه ووزن مخدوش می شد.

بنابر این در این نوع کلمه ها باید « واو»را نوشت ولی به دو دلیل تلفظ ویا حذف آن جایز نیست :

اوّلاً : این حرف نماینده تلفظ مخصوصی است که در قدیم رایج ومعمول بوده وهنوز در بعضی ازلهجه ها وجود دارد.

ثانیاً : بیشتر این کلمه هابه دو وجه ( با « واو» وبدون « واو» )آمده وهر وجه اختصاص به یک یا چند معنی خاص می باشد .

جدول 1

مشهورترین کلمه هایی که دو وجه نوشتاری دارند همراه با معانی آن ها در جدول ذیل می آید:

وجه اول ( با « واو » )

وجه دوم (بدون « واو » )

خواب ( نوم)

خواستن (اراده)

خوار ( ذلیل،آسان)

خوال (خوردنی،دوده)

خوازه (طاق نصرت)

خوان ( مائده، خواننده)

آبخوست (جزیره )

خوبش (خود،قریب)

خورد (فعل ماضی ازخوردن)

باد خوان(هرزه زگوی)

خاب (بازپس افکنده)

خاستن(قیام ،بلند شدن)

خار(تیغ،کرشمه)

خال (دایی)

خازه(خمیرکرده)

خان(خانه وکاروانسرا)

آبخست0میوه آب انداخته)

خیش(گاو آهن)

خُرد(کوچک،ریز)

بادخان( باد گیر)

                                                                                                              

جدول 2

کلمه هایی که با «واو»معدوله نوشته می شوندوباصدای بعد از آن یعنی( آ /â/) خوانده می شوند:

استخوان

بُرخوار(شهری دراصفهان)

تنخواه

خواجه

خواجو

خوارزم

خواهش

خواندن

خوانسار

 

خواگ(تخم مرغ)

خوالگیر(آشپز)

خوانچه

خواهر

خواهش

هفتخوان

خوانسالار

خواربار

خواستن

جدول3

کلمه هایی که با «واو»معدوله نوشته می شوندوباصدای ( -ُ/o/) خوانده می شوند:

آبخور

آبشخور

آبخوست

آخوند

برخوردار

خوش

نخود

خوراک

 

خود

خور

خوردن

خورده

خورش

خورشید

سالخورده

درخور

جدول4

کلمه هایی که با «واو»معدوله نوشته می شوندوباصدای بعد از آن ( ﮃ/i/) خوانده می شوند

 

خویش

خویشتن

خوید (گندم نارس)