بلوغ
نوجواني
نوجواني يكي از دوره هاي بسيار مهم در زندگي انسان است . اين دوره همراه با تغييرات ژرف روان شناختي ، زيست شناختي و اجتماعي مشخص است . شروع زيست شناختي نوجواني با سرعت گرفتن رشد استخوان بندي و آغاز رشد فيزيكي جنسي مشخص مي شود ؛ شروع روان شناختي با تسريع رشد شناختي و تحكيم شكل شخصيت خود را نشان مي دهد ؛ و از نظر اجتماعي نيز نوجواني دوره آماده سازي مجدانه براي نقش آتي به عنوان يك بزرگسال جوان است .
براي فهم بهتر دوره نوجواني به اين مثال توجه كنيد : اتومبيلي را در نظر بگيريد كه در جاده اي اسفالتي و عريض ، با سرعت در حال حركت است . راننده پس از طي مسافتي بدون علائم هشدار دهنده كافي ، ناگهان در مقابل خود جاده اي خاكي و پر از دست انداز و موانع مشاهده مي كند . سلامت راننده و اتومبيل در گرو رؤيت دقيق موانع ، تنظيم سرعت ، صبر و … راننده است . نوجواني در مثال فوق مثل جاده خراب است .
تعريف نوجواني
نوجواني به دوره گذار از كودكي به بزرگسالي اطلاق مي شود . اين دوره مرزهاي سني مشخصي ندارد اما تقريبا از 12 سالگي شروع مي شود و تا سالهاي دهه دوم عمر ( 18 الي 20 سالگي ) كه رشد جسماني كم و بيش كامل ميشود ادامه مي يابد . در اين دوره نوجوان به بلوغ جنسي ميرسد و يك هويت فردي جداي از هويت خانوادگي براي خود بنا مي نهد و با مسئله تامين معاش روبرو مي شود .
نوجواني معمولا به سه دوره تقسيم مي شود :
1- اوائل نوجواني « 11 تا 14 سالگي » كه با پديده بلوغ همراه است و تغييرات وسيعي در سطوح جسماني و رواني فرد ايجاد مي گردد . در سطح جسماني تحت تاثير بلوغ ، اندامهاي بدن رشد نموده و فرد تنديس بزرگسال را كسب مي نمايد و از طرف ديگر ترشح هورمونهاي جنسي موجب ايجاد صفات ثانويه جنسي و قدرت توليد مي شود . در سطح رواني ، تغييرات در سه زمينه اصلي تحقق مي پذيرد . اول بيداري علايق و احساسات جنسي ؛ دوم رشد سريع قواي عقلاني و پيدايش شكل هاي جديد فعاليت و رفتار در پي افزايش دانش نوجوان ؛ و سوم كسب خصيصه هاي جديد مورد نياز براي پيدا كردن تنديس بزرگسال . به صورت كلي اين دوره رنگ و بوي جنسي و تناسلي دارد .
2- اواسط نوجواني « 14 الي 17 سالگي » . اين دوره ، دوره در خود خزيدن و در خود فرو رفتن است . و به شكل يك بحران ظاهر مي شود . براي نوجوان گروه دوستان اهميت بيشتري از خانواده پيدا ميكند ؛ نوجوان بي حوصله شده و در برابر بزرگترها مقاومت كرده و به مشاجره مي پردازد . نوع لباس پوشيدن ، طرز آرايش موي سر ، نوع گفتار و حركات آنها تغيير مي يابد ؛ و همچنين ممكن است دچار افت تحصيلي گردد و رويايي و عشق طلب گردد . از نظر بيولوژيكي نوجوان دختر و پسر كاملا آمادگي توليد مثل داشته و تمايل شديد جهت ارتباط با يكديگر دارند و دچار عشق هاي آتشين مي شوند . زمينه اكثر كجروي ها در اين دوره قرار دارد .
3- اواخر نوجواني « 17 الي 20 سالگي » . اين دوره ، دوره ساخته شدن و و شكل گرفتن است . در اين دوره نوجوان به تكميل هويت خود پرداخته و تا اواخر اين دوره آن را تكميل ميكند .
بايد توجه نمود كه اين تقسيم بندي دلبخواه است ؛ رشد و نمو در طول طيفي كه از فردي به فرد ديگر متفاوت است روي مي دهد . تفكيك بين بلوغ puberty ، كه يك فرايند تغيير فيزيكي مشخص با رشد خصوصيات جنسي ثانوي است ، و نوجواني ، كه يك فرايند تغيير روان شناختي است ، اهميت دارد . در مطلوبترين شرايط دو فرايند همزمان رخ مي دهند . وقتي بلوغ و نوجواني با هم فرا نرسند ، نوجوان ناگزير ار مدارا با استرسهاي اضافي است .
همان گونه كه در تعريف نوجواني گفته شد ، نوجواني دوره گذار از كودكي به بزرگسالي است . به شكل زير توجه كنيد :
دو دوره كودكي و بزرگسالي از يكديگر
مستقل هستند ولي بخشي از نوجواني با
كودكي و بزرگسالي فصل مشترك دارد .
يكي از دلايل عمده عدم تعادل نوجوان
به اين موضوع مربوط مي شود كه او از يك سو هنوز پيوند خود را از قلمرو كودكي قطع نكرده است و از دگر سو به عنوان يك جوان در جامعه پذيرفته نمي شود . مسائل غالبا نگران كننده اي كه در دوره نوجواني از آن تعبير به مسائل نوجواني مي شود به اين تغييرات و تحولات بستگي ندارد ، بلكه در درك نادرست والدين و جامعه و حتي خود نوجوان از اين تغييرات رشدي مربوط مي شود .
بلوغ puberty
بلوغ يكي از مهمترين دوره هاي زندگي است كه از جنبه هاي جسماني و رواني تحولات بسيار عميقي در فرد ايجاد مي كند و باعث مي شود كه نظم جسماني و رواني فرد به هم بخورد . نوجوان در اين دوره از نظر جسماني در حال رشد است ، از لحاظ عاطفي نارس است و از نظر تجربه محدود ، و از لحاظ فرهنگ اجتماعي بسيار شكننده و تاثير پذير است .
عدم آشنايي و بي توجهي نسبت به تغييرات رواني در اين دوره ممكن است منجر به بروز مناقشات خانوادگي و اجتماعي شده و منشاء بسياري از انحرافات اخلاقي ، پناه بردن به اعتياد ، دزدي و انواع بزهكاري در نوجوانان گردد .نوجوانان از وضع وقيافه خود ناراضي هستند . فكر مي كنند خيلي چاق يا لاغر ، خيلي بلند يا كوتاه هستند ، ساخت و فرم بدنشان ناموزون و ناهماهنگ است . زود رنجي ، درون گرايي ، تقليد ، خودرايي و خودنمايي ، بحث و استدلال ، مخالفت جويي ، احساساتي بودن ، نگراني ، ترس و وحشت ،از خصوصيات اين دوره هستند . به گروه همسالان گرايش پيدا مي كنند . نوجوان مي خواهد ثابت كند كه مي تواند روي پاي خود بايستد و خواسته هاي خود را به مرحله عمل درآورد ( البته اين عكس العمل ها همه طبيعي و سالم هستند و اگر رفتارهاي نوجوان بد تعبير و تلقي شود ،منجر به نابساماني هاي عاطفي شده و نوجوان به راههاي انحرافي و ضد اجتماعي كشانده مي شود ) . والدين مايل نيستند كه تسلط خود را بر فرزند از دست بدهند و مخالف معاشرت فرزندشان با ديگران هستند ، كه همين اختلاف سليقه موجب مشاجرات بين پدر و مادر و فرزندان مي شود . بايد قبول كرد كه نوجوان در عصري غير از عصر والدين زندگي مي كند و اين والدين هستند كه بايد در عصر فرزند خود زندگي كنند نه اينكه او را وادار كنند تا در عصر آنها زندگي كند .
براي اينكه اوليا و مربيان رفتار صحيحي با كودكان و نوجوانان داشته باشند ، بايد با محورهاي زير آشنا باشند :
الف) آشنايي با فرايند رشد و تحول كودك و نوجوان .
ب) آشنايي با نيازهاي جسماني و رواني كودك و نوجوان .
ج) درك اصولي استعدادها و قابليتهاي آنها .
د) درك نقاط ضعف آنها .
تعريف بلوغ _ مجموعه تغييرات بدني كه مابين دوران كودكي و جواني به وجود مي آيد .
سن شروع بلوغ
سن شروع بلوغ متفاوت است و دخترها بين 12 تا 18 ماه زودتر از پسرها بالغ مي گردند . سن بلوغ در دخترها از 9 تا 11 سالگي در تغيير است و در پسرها از 11 تا 15 سالگي ، «« بلوغ معمولا براي پسران در سنين 13 تا 18 و براي دختران در سنين 11 ، 12 تا 16 حاصل مي شود »» و مي تواند به عوامل زير بستگي داشته باشد :
الف) جنس ؛ تغييرات بدني براي دختران در مقايسه با پسران يك تا دو سال زود تر اتفاق مي افتد .
ب) وراثت ژنتيك .
ج) عوامل جغرافيايي _ فرهنگي .
د) ساختمان بدن ؛ در افراد كوتاه و چاق دوره بلوغ زودتر از افراد بلند و لاغر شروع مي شود ، بخصوص عادت ماهيانه در دختران به تراكم مقدار معيني از چربي بستگي دارد . ( وزن دختر بايد به حدود 45 كيلو گرم برسد ) بنا براين دختراني كه چربي بدن آنها كمتر است « ژيمناست ها و دونده ها و ...» ديرتر و نامنظم تر از متوسط دختران عادت ماهيانه را شروع مي كنند . بر عكس كساني كه غير فعال هستند ،بلوغشان زودتر از متوسط دختران شروع مي شود .
ه) وضعيت تغذيه و سلامت ؛ تغذيه خوب سن بلوغ را زودتر مي كند . در كشورهاي توسعه يافته ، سن بلوغ زودتر از كشورهاي در حال توسعه شروع مي شود .
و) روابط عاطفي و اجتماعي .
انواع بلوغ
1- بلوغ جسمي . رشد و تكامل اعضاي بدن است به گونه اي كه رشد قد و قامت ، استخوان بندي و ساير اعضاي بدن به حد پختگي وكمال خود مي رسند .
2- بلوغ جنسي . از موارد شايع كاربرد كلمه بلوغ ، بعد جنسي آن است . منظور از بلوغ جنسي ، مرحله اي است كه فرد با رسيدن به اين مرحله قادر به ايفاي نقش جنسي خواهد بود و اين نقش عموما به توليد مثل نيز تعبير مي شود . بلوغ جنسي سبب مي شود تغييرات عمده اي دردختران و پسران نوجوان به وجود آيد . بلوغ و رسش جنسي هم به صفات اوليه جنسي و هم به صفات ثانويه جنسي مربوط مي شود . صفات اوليه در توليد مثل و باروري دخالت دارند و صفات ثانويه جنسي تغييرات بدني و جنسي هستند كه مستقيما به توليد مثل و باروري مربوط نمي شوند ، بلكه فقط علائم مشخصي براي رشد جنسي به حساب مي آيند ( مانند تغيير شكل بدن دختر وپسر ، تغيير صدا ، ... )
3- بلوغ رواني . آن نوع پختگي روحي را كه به انسان قدرت تشخيص مسائل و تميز مصلحت زندگي مي بخشد ، اصطلاحا بلوغ رواني مي گويند .
4- بلوغ اقتصادي _ اجتماعي . بلوغي است كه فرد توانايي تامين مخارج زندگي و اداره رمور اقتصادي خود را كسب مي كند و به خود متكي است . اين بلوغ زماني مطرح است كه فرد در صدد تشكيل خانواده و ازدواج باشد .
5- بلوغ شرعي . در فقه شيعه سن بلوغ براي پسران 15 سال قمري و براي دختران 9 سال قمري در نظر گرفته شده است .
فقه حنفي پسر را در 18 و 19 سالگي بالغ مي داند و دختر را در سن 17 سالگي .
فقه مالكي بلوغ را وابسته به سن نمي داند .
زودرسي و ديررسي بلوغ
بلوغ زود رس پديده اي فيزيولوژيك است كه در هردو جنس دختر و پسر ديده مي شود .همانطور كه از نام آن برمي آيد ، در اين حالت فرد زودتر از همسالان خود علائم و آثار بلوغ را ظاهر مي سازد .
شايع ترين بلوغ زودرس ، 10 تا 11 سالگي است و ظهور علائم بلوغ قبل از سن 10 سالگي در پسران وقبل از سن 8 سالگي در دختران ، زودرسي بلوغ است .
اثرات زودرسي بلوغ بر روي دختران و پسران
دختري كه زود به مرحله بلوغ رسيده است ، به علت وضعيت خاص جسماني و رواني خود ، غالبا در يك حالت افسردگي و اضطراب به سر مي برد و عده اي از آنها نيز بيش از حد زود رنج و حساس مي شوند و به علت كمرويي و احساس خجالت ، از حضور در گروه همسالان كناره گيري كرده و به تدريج گوشه گير و منزوي مي شوند .
به طور كلي بلوغ براي دختران جامعه ما يك پديده منفي است و براي اكثر پسران مثبت ، و ميزان شيوع آن در دختران بيشتر است . در واقع ،بلوغ زودرس نوعي بيماري است و لازم است فرد مبتلا به متخصص ارجاع داده شود تا بر اساس علت يابي ، به درمان آن اقدام گردد . واضح است كه خطر ، متوجه دختران است كه در صورت عدم تربيت صحيح و محيط نامساعد زندگي ، ممكن است مورد سوء استفاده هاي جنسي قرار گيرند . ( بخصوص به علت تجربه كم و آگاهي پايين )
مهمترين عوامل پديد آورنده بلوغ زودرس
1- عوامل محيطي و تربيتي
2- اختلالات غدد داخلي و هورموني
3- بيماري هاي عصبي بويژه وجود تومورهاي مغزي
4- عوامل توارثي و ژنتيك
5- غذاهايي كه با استفاده از مواد شيميايي و هورموني تهيه ميشوند . « مثل گوشت مرغ ، ... »
6- عواملي از قبيل ديدن ، شنيدن و خواندن موارد خاص و تحريك كننده . « ديدن فيلم هاي خاص ، شنيدن موارد خاص و جُك هاي جنسي ، ديدن بدن هاي تحريك كننده »
7- وجود اضطراب در خانه و مدرسه . « اضطراب امتحان ، اضطراب درس پرسيدن ، جو متشنج خانوادگي ، ... »
8- عامل مربوط به لباس . « لباس هاي تنگ ، لباس هاي زير كه بسيار نرم باشد يا لباس هايي كه بدن بچه را تحريك كند »
9- كيفيت لمس كردن فرزند كه بايد به همه جا كشيده نشود .
10- كيفيت بوسيدن فرزند ، كه بايد از سن تميز رنگ و حالت ديگري پيدا كند.« حدود سن 6 سالگي قدرت تميز به وجود مي آيد »
11- روابط خصوصي والدين .
12- وسايل ارتباط جمعي « ويدئو ، ماهواره ، اينترنت ، ... »
13- نور ، مخصوصا نورهاي شديد .
14- ...
كلاس دوم ابتدايي بودم كه يك روز متوجه وضع غيرعادي خود شدم . نمي دانستم چه بگويم و با چه كسي حرف بزنم . بله چيزي را كه آن روز نمي دانستم چيست و بعدها حقيقت آن را فهميدم ، برايم پيش آمده بود و آن مسئله بالغ شدن من بود . وقتي با ترس و لرز ، ماجرا را به مادرم گفتم ، كتك سختي به من زد و گفت : حتما خودت هم بدنت را دستكاري كرده اي ، در حالي كه خدا مي داند تقصيري نداشتم . ولي او مي گفت : پس چرا الآن اين مسئله پيش آمده است ؟ هنوز زود است . بعدها فهميدم كه من دچار بلوغ زودرس شده بودم و نه من و نه مادرم ، هيچ يك اين موضوع را نمي دانستيم .
دختر 18 ساله از …
اثرات ديررسي بلوغ بر روي دختران و پسران
هرگاه تاسن 17 الي 18 سالگي آثار و نشانه هاي بلوغ در فرد ظاهر نشود ، وي دچار بلوغ ديررس شده است .شيوع اين اختلال در پسران بيشتر است . در بلوغ ديررس ، رشد سريع استخوانها وجود دارد ولي ترشح هورمونهاي جنسي كه باعث به وجود امدن صفات ثانويه جنسي و علائم بارز بلوغ هستند ، صورت نمي گيرد .
نكته حائز اهميت در مورد بلوغ ديررس اين است كه بدانيم در هر صورت نوجواني كه مبتلا به بلوغ ديررس شده است ، به مرحله بلوغ طبيعي ميرسد با اين تفاوت كه از همسن هاي خود ديرتر اين مرحله حساس رشد را پشت سر مي گذارد .
از نظر عاطفي ، مهمترين مشكلي كه براي نوجوان مبتلا به بلوغ ديررس به وجود مي آيد ، احساس حقارت است ؛ چون نوجوان تصور مي كند مبتلا به نقص جسماني شديد و جبران ناپذيري است و به همين سبب بيشتر اوقات عصباني و پرخاشگر است ، در فعاليت هاي گروهي شركت نمي كند و افسرده و بي حوصله است .
عوامل پديد آورنده بلوغ ديررس
1- عوامل طبيعي و تربيتي .
2- اختلالات هورموني و غدد داخلي .
3- عوامل ژنتيكي .
پسري 18 ساله هستم و در دوره پيش دانشگاهي درس مي خوانم ، متاسفانه هنوز علائمي را كه ديگران به موقع بلوغ مي بينند ، نديده ام . لطفا به من بگوييد آيا بيماري خاصي دارم يا خير ؟
دانش آموز دوره پيش دانشگاهي از …
آثار و پيامدهاي بي اطلاعي نوجوانان از مسائل بلوغ
وقتي نوجوان با علائم بلوغ روبرو مي شود ، برايش سؤال پيش مي آيدكه اين تغييرات از كجا ناشي مي شود و مربوط به چه تحولاتي است و او چه وظيفه اي دارد . در اينجا ما با دو مسئله روبرو هستيم : (1) اگر نوجوان نسبت به اين مسائل توجيه نشود چه عواقبي دارد ؟ (2) اگر ما نكات ضروري را به او نگفتيم و ديگران در صدد انتقال آن برآمدند ، چه عوقبي دارد ؟
در صورتي كه نوجوان به مرحله بلوغ برسد و از ويژگيها و كيفيات آن بي اطلاع باشد ، ممكن است دچار مشكلات زير گردد :
1. اولين احساسي كه در نوجوان به مجرد روبرو شدن با نشانه هاي بلوغ جنسي به وجود مي آيد ، حالت غافلگير شدن و ترس و وحشت ناشي از آن است . اين حالت زماني بر نوجوان مستولي مي شود كه خود را به گونه اي غير منتظره در وضعيت جديدي مي يابد كه قبلا هيچ اطلاعي از آن نداشته و اكنون نيز هيچ توضيحي براي آن نمي يابد نوجوانی ( قسمت دوم )
1. حالت غم و اندوه فراوان كه به طور طبيعي پيش مي آيد و اگر كنترل نشود احتمالا فرد را مستعد افسردگي خواهد نمود . تركيب پيچيده اي كه از احساس غم و اندوه و افسردگي حاصل مي شود ، منجر به گوشه گيري و انزوا جويي و گريز از جامعه و اطرافيان خواهد شد .
2. احساس گناه ؛ كه باعث مي شود نوجوان به خاطر احتلام يا عادت ماهيانه يك ديد منفي نسبت به خود داشته باشد و يك نگرش نامطلوب نسبت به خود و شخصيتش پيدا مي كند ، كه ممكن است زمينه اقدام به خودكشي شود .
3. كنجكاوي براي يافتن علت موضوع ،كه ممكن است از هر منبعي اين اطلاعات را دريافت كند و باعث انتقال اطلاعات غلط و بد آموزي شود و باعث انحراف گردد . « كشيده شدن به سمت كتب ، مجلات ، و فيلم هاي ويدئويي مبتذل و عكس هاي نامناسب » .
4. مبتلا شدن به بيماري هاي اخلاقي . « خودارضايي ، چون سرشار از انرژي هستند و انرژي درست تخليه نشده است »
5. ايجاد اشكال و مانع در انجام فرايض ديني . نوجوان بي اطلاع از مسائل شرعي بلوغ ، بيشتر روزها را با آلودگي جسمي و كدورت روحي مي گذراند و پيوسته رابطه اش با خدا ضعيف تر و محدودتر مي شود و احتمالا او را مستعد گرايش به ديگر آلودگي هاي اخلاقي نيز مي سازد .
6. نوجوان بي اطلاع از مسائل بلوغ ، بعد از تشكيل خانواده در قبال خانواده خود نمي تواند به خوبي وظايف خود را ايفا كند .
ويژگي هاي دوره نوجواني و بلوغ
1- نوجويي
2- رويايي و عشق طلب
3- سن هراس ( بد شكلي هراسي )
4- فاصله گرفتن از خانواده و گرايش به سمت دوستان وهمسالان
5- زود رنجي و احساساتي بودن
6- تقليد و جلب توجه
7- خودرايي
8- هويت يابي
9- كاهش علاقه به درس و افت تحصيلي
10- دوگانگي احساس
11- برتري جويي
12- تفكر انتزائي
13- لجبازي
14- توجه ويژه به وضعيت بدني و ظاهري خود (مرتبا جلو آيينه هستند ) . به اندام خود اهميت مي دهند ولي به بهداشت خود توجه چنداني ندارند .
15- توجه خاص به جنس مخالف ( بيداري شديد تمايلات جنسي )
16- درون گرايي
17- آرمان گرايي
18- رقابت طلبي
پاره اي از نيازهاي رواني نوجوانان و تبعات عدم ارضاي آنها
الف) نياز به جلب توجه _ يكي از نيازهاي رواني _ اجتماعي هر انسان ، جلب توجه اطرافيان است و پس از نيازهاي فيزيولوژيكي و نياز به امنيت به ميدان مي آيد و اگر اين نياز از طريق كارهاي مثبت و مفيد تامين نشود ، دانش آموز به صورت منفي دنبال ارضاي آن برمي آيد و دست به هر كاري مي زند تا بتواند صرفا جلب توجه كند و موقعيت خود را به اثبات برساند . كودكان و نوجواناني كه در داخل خانواده به آنها توجه نشده است سعي مي كنند در محيط مدرسه بر آن دست يابند . و اگر به صورت مثبت نتوانند ، شروع به لجبازي مي كنند و معلم واكنش منفي نشان مي دهد . و دانش آموز كه به صورت مثبت نتوانسته به آن برسد ، از اين طريق اقدام مي كند .يعني دانش آموز دوست دارد توهين بشنود ، درد بكشد ، ولي معلم به او ( هرچند به صورت منفي ) توجه كند « بدنامي از گمنامي بهتر است » . اگر دانش آموزي در صدد جلب توجه برآمد اصلا خودتان را ناراحت نشان ندهيد و به او توجه نكنيد . ولي غير از اين موقعيت به او توجه كنيد و از او دلجويي كنيد « تقويت رفتارهاي مغاير » . علت اين مشكل ممكن است مربوط به عوامل زير باشد :
1- ارضاي افراطي نياز
2- ارضاي همراه با اضطراب
3- عدم ارضا
ب) نياز به محبت _ نياز به محبت و دوست داشته شدن ( و دوست داشتن ) يكي از مهمترين نيازهاي رواني هر انسان ، بويژه نوجوان است كه بايد به صورت مطلوب و متعادل برآورده گردد . اگر چه نوجوان بر اساس نياز به استقلال طلبي تظاهر به بي نيازي از خانواده مي كند و هر گونه كمك و محبت مستقيم را رد مي كند ، ولي بيش از هر زمان ديگري به توجه و محبت نيازمند است . خانواده هايي كه به بهانه هاي مختلف نظير « تو ديگه بزرگ شدي » ، { نمي تونم لوسش كنم » و ... معمولا اين مهم را ناديده مي گيرند و از ابراز محبت خودداري مي كنند ، سبب صدمات جبران ناپذيري به وي شده و نوجوان مجبور است براي جبران آن به افراد غريبه پناه ببرد .
ج) نياز به هويت _ هويت identity يعني چيستي ، يعني اينكه نوجوان بداند كيست ، چيست ، چه نقشي را بايد در جامعه ايفا كند ، چه شغلي را انتخاب كند ، آيا او يك كودك است يا يك بزرگسال ، آيا اعتماد به نفس دارد ، خود را به عنوان يك زن يا مرد قبول دارد ، و چه راههاي را در زندگي پيش بگيرد و به كجا مي خواهد برود . موقعي كه نوجوان پاسخي براي اين سؤالها پيدا كرد ، به هويت دست يافته است .
مهمترين افرادي كه در شكل گيري هويت نقش دارند ، والدين و گروه همسالان مي باشند . اگر فرد به يك هويت باثبات دست پيدا نكند ، دچار عدم تعادل رواني مي گردد .
طبق نظر اريكسون هويت ممكن است از دو راه منحرف گردد :
1- ممكن است پيش از آنكه رشد كند تثبيت شود .
2- يا اينكه بدون هيچ گونه محدوديتي گسترش يابد .
ذكر پاره اي از اختلالات نوجوانان
الف) افسردگي در نوجوانان
افسردگي در نوجوانان دو حالت دارد :
1-نوجوان احساس تهي بودن و بي احساسي مي كند گويي دوران كودكي سپري شده بي آنكه بزرگسال رشد يافته اي جاي آن را بگيرد . اين خلأ اضطراب زيادي ايجاد مي كند . اين نوع افسردگي ناپايدار است وحل مي شود .
2- نوع دوم افسردگي به دشواري از بين مي رود . ريشه هاي آن در تجربه شكستهاي مكرر در طي زماني طولاني است . نوجوان ممكن است واقعا براي حل مشكلات و رسيدن به اهداف پرمعنايش تلاش كرده باشد ، ولي به موفقيتي دست نيافته باشد . در اين نوع افسردگي نوجوان روابط پرمعنايش را با والدين يا كسي كه به شدت به او علاقه دارد از دست مي دهد و ممكن است مستعد گرايش به سمت خودكشي باشد .
ب) بزهكاري
تعريف : هر نوع رفتاري كه با قانون جامعه در گير باشد و مجازاتهايي براي آن تعيين شده باشد ، بزهكاري ناميده مي شود . بزهكاري رفتار ضد اجتماعي است كه باعث دخالت در حقوق ديگران ، بر هم زدن رفاه جامعه و يا خود شخص مي شود . مثل سرقت ، استفاده از مواد مخدر ، فروش مواد مخدر، قتل ، آزار و اذيت رساندن به ديگران و …
در مورد علت بزهكاري عقايد مختلفي ابراز شده است . بسياري از جامعه شناسان ، روان شناسان ، جرم شناسان و روان پزشكان معتقدند كه هر چه جوامع به سمت تكامل صنعتي و مادي پيش بروند و از معنويت دور شوند ، به همان نسبت نيز تبهكاري ، قانون شكني ، بزهكاري و ارتكاب اعمال ضد اجتماعي بيشتر مي شود . همچنين اين عقيده عنوان مي شود كه سستي اعتقادات مذهبي و فرو ريختن اعتقادات و ضعف اخلاقيات باعث ضعف وجدان يا پليس باطني فرد گشته ، ارتكاب اعمال ممنوع را بيبشتر مي سازد .
عوامل مؤثر در بزهكاري
الف) عوامل خانوادگي ـ مهمترين علل
1- تقليد . ( تقليد از يكي از اعضاي خانواده . مثلا مشاهده پدري كه خود به نحوي با مواد مخدر سر و كار دارد .)
2-كمبود محبت و جلب توجه . بزهكاري نوعي واكنش در مقابل كمبود محبت محسوب مي گردد . در واقع ، اين فرزندان با انجام اين اعمال از والدين خود انتقام مي گيرند . دليل ديگر ، خودنمايي و ميل به شناخته شدن است ( در اين مورد تنبيه بي اثر است . )
3- تنبيهات شديد بدني .
4- ناسازگاري زن و شوهر يا جدايي و طلاق آنها . نوجواناني كه در محيط خانواده از آرامش ، محبت و كانون صميمي خانوادگي برخوردار نيستند ، ممكن است به غلط ، نيازها و احتياجات جسماني خود را در جاي ديگر جستجو كنند و ارضا نمايند . و بسيارند نوجواناني كه براي به دست آوردن آرامش و محبت ، اسير چنگال شيطان صفتان اجتماع شده و از راه راست منحرف مي گردند .
5- بيكاري والدين .
6- سست شدن مباني اخلاقي و ديني در خانواده .
7- عدم حضور و نظارت فرد مسؤول در خانواده .
ب) عوامل اجتماعي
1- دوستان ناباب . وقتي محيط خانواده از نظر عطفي سرد باشد ، نوجوان از اين محيط به سمت بيرون مي رود و در اثر معاشرتهاي نامناسب و وارد شدن به مجالس خاص ، به سمت انحراف و رفتارهاي بزهكارانه كشيده مي شود .
2- فيلمهاي مبتذل .
3- نشريات نامناسب .
ج) عوامل شخصيتي « ويژگيهاي شخصيتي مؤثر در بزهكاري نوجوانان »
1- فراخود ضعيف و نهاد قوي .
2- سرد بودن از لحاظ عاطفي .
3- بيقراري ، كه باعث مي شود فرد قدرت تشخيص خوب از بد را نداشته باشد و قادر به تمركز فكري نيست .
4- بد خُلقي ، كينه ، حسد ، شرارت .
5- بدبيني و متنفر از اجتماع .
علاوه بر عوامل بالا ، علل ديگري به شرح ذيل در بزهكاري نيز دخالت دارند :
1- عوامل ارثي و امر مربوط به ژنها .
2- نارساييهاي عقلي .
3- بيماري ها و نقيصه هاي عضوي « كساني كه نقايص عضوي دارند ، چون دچار احساس كهتري مي شوند ، براي جبران آن ست به عمل بزهكارانه مي زنند » .
4- استفاده از مشروبات الكلي .
براي پيشگيري ازرفتارهاي بزهكارانه بايد به موارد زير توجه كرد :
1- آگاهي دادن به مادران جهت برقراري رابطه عاطفي درست با فرزندان از همان سنين اوليه .
2- انتخاب مراقب فرزند مناسب .
3- زندگي در خانه هاي مناسب و بهداشتي .
4- جلوگيري از ازدواج افراد مبتلا به اختلالات رواني .
5- به كار گيري شرايط لازم جهت تطبيق افرادي كه نقص عضو دارند با شرايط زندگي .
6- جداسازي فرزندان خانواده هاي گسسته ، اعتياد ، و … سپردن آنها به مكانهاي مناسب و كنترل شده .
7- ايجاد مراكز مشاوره و راهنمايي خانواده .
8- آگاهي دادن به خانواده ها در زمينه تعامل صحيح و درست با فرزندان .
9- …
خودكشي
- عوامل مستعد ساز خودكشي
1- قظع رابطه يا احتمال قطع رابطه با شخص مورد علاقه نوجوان .
2- شكست در تحصيل .
3- اختلاف با والدين .
4- طرد شدن از سوي دوست .
5- دستگير شدن در يك عمل بزهكارانه و ممنوع .
6- ترس از يك بيماري شديد و وضعيت رواني بسيار بد .
7- نا اميدي ( مهمترين عامل اقدام به خودكشي .
- علائم هشدار دهنده اي كه مي تواند به شناسايي افرادي كه قصد خودكشي دارند ، كمك كند عبارتند از :
1- خُلق و خوي افسرده يا حاكي از نا اميدي كه تداوم داشته باشد .
2- اختلالاتي در خواب و خوراك .
3- كاهش در عملكرد مدرسه .
4- انزواي اجتماعي تدريجي و افزايش كناره جويي از ديگران .
5- تضعيف ارتباط نوجوان با والدين و ساير افرادي كه در زتدگي نوجوان نقش مهمي دارند .
6- تاريخچه اي مبني بر اقدام به خودكشي درگذشته يا درگيري در حوادث .
7- حالاتي حاكي از بي پروايي ، آسيب رساندن به خود ، رانندگي بي پروايانه .
8- گفتن عباراتي مثل (( اي كاش بميرم ، براي چه زندگي كنم ، و … )) .
9- خواستن چيزهاي مرگ آور مثل دارو ، سم ، اسلحه ، …
10- بروز حوادث غير معمول در زندگي نوجوان ، مثل شكست در مدرسه ، يا مرگ عزيزي ، يا …