تقدیم به جانبازان میهن
و کدام رود است که در سرودن دستهاى بىرياى تو گنگ نماند و کدام سرود است که مجموعهى خوبيها و زلاليهاى تو را در سينه داشته باشد؟
حنجرهى ناتوان قلم در ستايش تو روزهى سکوت مىگيرد و دل با ياد تلاطم دريايى تو دريايى مىشود، چراکه هيچ آبي، آرامش درونى تو را ندارد و هيچ موجى به خشم امواج اقيانوس دلت شبيه نيست!
روح آسمانى تو با کدام افق روشن بهشت تلاقى يافته و ستارگان گريبانت از کدامين کوچه باغ کهکشان عبور کردهاند که بوى کهکشان گرفته است !
دل، د حضور تو ياراى نکته گفتن ندارد و هر چه بگويد و بسرايد، هنوز هزاران هزار قصه ناگفته باقى است!
سر، در حضور تو سرفراز نيست!
دست در مقابل دستانى که فرشتگان با خود به بهشت بردهاند، احساس ناتوانى مىکند...
و خلاصه ماندهايم که خروش تو را چسان بنويسيم و بلنداى روحت را چگونه در اندازههاى زمينى تعريف کنيم!
ايثارگري ها ، فداكاري ها و شكيبايي هاي مردان و زنان وارسته اي
همچون شما مجاهدان في سبيل الله را سپاس مي گوييم.
دبستان شاهد تقوي پيشگان –
تیر ماه ۱۳۸۹