اگر حوصله داشتی بخوان بد نیست
هر که نقص خويش را ديد و شناخت
اندر استکمال خود دو اسبه تاخت
اعتدال و انضباط در صوت و صدا
اعتدال در صدا و صوت
يعني رعايت ادب و انضباط در صدا به گونه اي
که بلند و نابهنجار نباشد تا باعث آزردگي ديگران شود
راز بزرگ نماز نهادينه کردن ياد خدا
در روح و روان است که همين ياد خدا
موجب پيوند رابطه با خدا ، و برچشمه پاک سازي
و اکتساب ارزشها و کمالات است .
چنين نمازي انسان را از زشتي ها و گناهان باز مي دارد .
دعاي « عاقبت به خيري »
دعايي بزرگ و عميق است . در انسان ،
هر تحولي امکان پذير است .
از اين رو انسان در سايه انتخاب ،
از « هيچ » به « همه » مي رسد ،
يا از همه چيز به هيچ !
عرش الهي ، مرکز بي نهايت شماره اي اتصال با آفزيده هاست .
هر کس از هر جا و هر زمان و به هر زبان مي تواند با اين مرکز ، مکالمه کند ، بي آنکه خطي روي خطي بيفتد.
خدا در مرکز ملکوتي دعا ، هر لحظه آماده دريافت پيام « نياز » است . هفده رکعت نماز در پنج نوبت ، کد تماس با خداست که در عدد « 17-24434» خلاصه مي شود.
کسي که روزي پنج بار با او تکلم مي کند ، از تنهايي در مي آيد ، کليم خدا مي شود و احساس بي پناهي نمي کند.
خدا که آن سوي خط تماس است ، دوست دارد در خوشي ها هم سراغ از او بگيريم ، نه فقط وقتي که گرفتار مي شويم و به درد سر مي افتيم . بي معرفتي است که فقط وقتي « مضطر » مي شويم از اورژانس « دعا » استمداد کنيم و انتظار کمک فوري داشته باشيم.
او هميشه گوش به زنگ ماست . ماييم که گاهي حوصله حرف زدن با او را نداريم ، يا تماس و دعوت او را بي جواب مي گذاريم .
شيطان سعي مي کند در جبهه معنوي ، رابطه ما با خدا را قيچي کند ، يا روي خط نيايش ، « پارازيت ريا » بيندازد . مکالمه ما با مرکز ، نبايد قطع و وصل شود ، يا صدايش خش خش داشته باشد .
بايد « ديش » رحمت گير را بر بام « نيايش » نصب کنيم و دريافت کننده دل را روي طول موج « اجابت » تنظيم کنيم ، تا صداي اجابت دعا به گوش دلمان برسد.
اگر « اَمَن يجيب » که رمز اجابت است نتوانست خط ما را با خدا مرتبط سازد بايد ديد کدام گناه و غفلت موجب قطع تماس شده است ؟ گاهي قساوت دل و غذاي حرام و دوستان بد در سيستم ارتباطي ما و خدا اختلال ايجاد مي کنند و خطوط تماس را مي پوشانند و صدايمان به خدا نمي رسد.
براي وصل مجدد خط ، هم پرداخت هزينه لازم است ،
هم تعهد.
هزينه اش ، توبه و استغفار و اصلاح و عمل و صالح است ، تعهدش هم آن است که قول بدهيم از حلم و صبر و ستاريت خدا سوء استفاده نکنيم ، و اِلا هميشه در معرض خطر اختلال و قطع ارتباطيم.
گاهي تنها يک « يا رب » خالصانه ، يک آه برخاسته از دل ، يک قطره اشک ندامت ، يک دل شکسته و يک توسل بي ريا ، ما را به خدا وصل مي کند.
پيش شماره ارتباط با خدا ، حمد و ثنا و صلوات است . اگر محبت و معرفت « اهل بيت » را داشته باشيم ، « آل محمد» به ما خط مي دهند ، آنگاه مي توانيم با چهارده خط مستقيم با خدا مرتبط شويم.
« ولايت » تلفن همراه ما براي تماس با شبکه ملکوتي خداست.
حيف است که در جهان ارتباطات ، با خدا و رسول و اهل بيت رابطه نداشته باشيم.
ديروز ، کودکي بوديم به بازيچه مشغول.
و اگر امروز جواني باشيم غافل ،
فردا پيري خواهيم شد ،
شکسته و ضعيف و بي حوصله
ما ، يا معمار بهشت خويشيم،
يا هيزم کش دوزخ خويش .
براي بعضي دنيا وسيله رشد مي گردد ،
براي برخي هم بند و زنجيري
بر دست و پا
اينکه « دل پاک باشد » بهانه ايي براي گريز جاهلانه از همين مصونيت و آويختن به شاخه « لا قيدي » است ، و گر نه از دل پاک هم نبايد جز نگاه و رفتار پاک بر خيزد .
دلها اگر از موعظه آدم مي شد
شايد تلفات معصيت کم مي شد
هيچ چيز به اندازه « صداقت » نمي ارزد.
هيچ گوهر ، به قدر« وفا » قيمتي نيست.
بدون« چراغ ايمان »
و « عصاي پروا »
و « سپر خود سازي »
انسان براحتي مي لغزد.
« اراده » و « انتخاب » بازوي پر توان تو در مسير زندگي است.
مي دانم شهامت آن را داري که اگر به
بي راهه اي در « خط زندگي» ديدي ، برگردي و بيش از حرف اين و آن ، خوشبختي خودت و نگهباني از سرمايه ايمان براي تو مهم باشد.
انس و الفت داشتن با ديگران خوب است و خشک و بي لطافت بودن ، بد!
اما شاخه دل را بايد مواظب بود
که به کدام خانه ، مي آويزد.