قصه آموزشی و نقاشی 3
بابا من وضو گرفتم. بعد به اذانی هم که گفتید گوش دادم. حالا میخواهم نماز بخوانم.
بابا نگاه کن! علی هم نماز میخواند.
نه پسرم. علی فقط خم و راست میشود.
بابا نگاه کن! علی هم نماز میخواند.
نه پسرم. علی فقط خم و راست میشود.

او نمیداند که نماز یعنی چه. اما تو میدانی. میدانی که این کار را برای خدا میکنی و میدانی که اول باید کدام نماز را بخوانی.
بچهها بازی را بگذارید برای بعد از نماز. وقتی در اول هر نماز الله اکبر میگویید، باید آرام بایستید و تکان نخورید.
بچهها بازی را بگذارید برای بعد از نماز. وقتی در اول هر نماز الله اکبر میگویید، باید آرام بایستید و تکان نخورید.

وای! بابا زنبور را بکش! الان نیشت میزند.
مگر نمیبینی بابا برای رکوع خم شده است! او که نمیتواند زنبور را بکشد.
مگر نمیبینی بابا برای رکوع خم شده است! او که نمیتواند زنبور را بکشد.

رضا درست میگوید، دخترم. در موقع رکوع نمیتوانیم از حالت رکوع خارج شویم. در موقع حرکتهای دیگر نماز هم نباید جا به جا بشویم.
+ نوشته شده در شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۲ ساعت 19 توسط صولت شریفی
|