ترتیب تولد فرزندان و شخصیت

فرزند اول: به طور کلی مورد توجه زیادی قرار می گیرد. تا اندازه ای ناز پرورده است. گرایش به قابل اعتماد  بودن و سخت کوشی دارد. در جهت موفقیت تلاش می کند. در هنگام ورود فرزند دوم دیگر منحصر به فرد و استثنایی نیست و امکان دارد باور کند که این مزاحم تازه وارد محبتی را که از ان اوست دزدیده است.

فرزند دوم: از همان ابتدای تولد توجه را با فرزند دیگر تقسیم می کند. معمولا طوری رفتار می کنند که گویی در یک مسابقه شرکت دارند. عموما با سرعت پیش می روند. گویی تلاش دارد از فرزند اول سبقت بگیرد. این فرزند در حوزه هایی که فرزند اول ضعف دارد تلاش می کند مهارت کسب کند و به این طریق تحسین و توجه والدین و معلمان را برمی انگیزاند. معمولا این ۲ فرزند متضاد هم می شوند.

فرزند میانی: اغلب احساس می کند کنار گذاشته شده است و متقاعد می شود که زندگی ناعادلانه است. حس می کند که فریب خورده است. ممکن است این کودک (من بدبخت) را انتخاب کند و کودک مشکل سازی می شود. با این حال کودک میانی به ویژه در خانواده هایی که تعارض دارند ممکن است بانی صلح شود و اوضاع را سر و سامان دهد. اگر ۴ فرزند در خانواده باشد فرزند دوم معمولا نقش فرزند میانی را ایفا می کند و فرزند سوم آسان گیر و اجتماعی خواهد بود و ممکن است با فرزند اول متحد شود.

آخرین فرزند: همیشه کوچولو و ناز پرورده خانواده است. فرزند آخر معمولا مسیر زندگی خود را طی می کند و معمولا به شیوه هایی رشد می کند که با دیگر اعضای خانواده متفاوت است.

تک فرزند: مشکلات خاص خود را دارد. چند خصیصه مشترک با فرزند اول دارد. امکان دارد که یاد نگیرد که با دیگر کودکان چگونه رفتار و همکاری کند. اما با بزرگسالان روابط بسیار خوبی برقرار می کند. غالبا توسط یکی از والدین یا هر دوی آنها لوس می شوند. امکان دارد بخواهند همیشه مورد توجه باشند و در صورتی که جایگاه آنها به خطر بیفتد آن را غیر منصفانه می دانند

از وب معلمان