نمونه ديكته
از وب دفتر سفيد
http://daftaresefide91.blogfa.com
این کلمات را برای یک هفته بر روی طنابی بالای تخته آویزان نمودم تا تثبیت آن بصورت کامل صورت بگیرد
|
|
![]() |
![]() |
متن دیکته و یا در واقع داستان از این قراره:
صبح یک روز بارانی دانش آموزان مدرسه ی جنگل منتظر معلّم بودند که ناگهان روباهِ دم پنبه ای وارد کلاس شد و گفت: آیا خبر دارید باران شدیدی آمده و گودال پر از آبی در راه مدرسه درست شده است؟
هنوز بقیّه ی صحبت های او تمام نشده بود که شغال با تعجّب پرسید: حالا چگونه به خانه برویم؟
خرس کوچولو فوراً جواب داد: ما باید با هم گفت و گو کنیم و با همفکری، مشورت و همکاری یک دیگر راه مناسبی پیدا کنیم.
خرگوش چشم قرمزی نگاهی به آن ها کرد و گفت: امّا باید مراقب خود باشیم و از کتاب هایمان هم مواظبت کنیم.
فیل خاکستری چند دقیقه فکر کرد و با لبخندی ادامه داد: این طوری که نمی شود بهتر است نظر خود را با دقّت بر روی قطعه کاغذی بنویسیم تا بتوانیم تصمیم بگیریم.
گنجشک به طرف آن ها آمد و با ناراحتی و غصّه گفت: من از همه ی کسانی که این مطالب را می خوانند درخواست می کنم تا راهی به ما پیشنهاد کنند.
دختر گلم خوب فکر کن و پیشنهادی برای آن ها پیدا کن؟
علامت های پرسش را در دیکته ات پیدا کن و دور آن ها خط بکش.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
==========================================================
نمونه متن املا از ابتدا تا درس چوپان درست کار
املاهای کلاس ما متفاوت هستند و تا به حال هیچ کدام از املاها صرف از روی کتاب نبوده است.به این نتیجه رسیده ام که اکثر دانش آموزان وقتی کلمات را در متن جدیدی می شنوند بیش تر به اشتباه می افتند. در ضمن متن ها اغلب بصورت داستان گونه است و دانش آموزان به این نتیجه می رسند که با چند کلمه می توان چندین داستان متفاوت پدید آورد.
روزی، روزگاری در محلّه ای دور مدرسه ای بود. در این مدرسه خرگوش، گوسفند،گنجشک و فیل با هم درس می خواندند و بسیار شاد بودند.
یک روز همه ی آن ها تصمیم گرفتند از معلّم خود تشکّر کنند. گوسفند کوچولو پیشنهاد کرد : ما باید حتماً با همکاری یک دیگر مدرسه را چراغانی کنیم و شیرینی، گل و شربت نیز تهیّه کنیم و به صورت منظّم، منتظر آموزگار باشیم.
فیل خاکستری که با تعجّب به صحبت ها و حرف های او گوش می کرد گفت: این طوری که نمی شود درست است که ما می توانیم در کارهای بزرگ، جالب و مهم شرکت کنیم امّا باید مواظب خود باشیم و کارهای خطرناک انجام ندهیم.
هنگامی که معلّم به طرف کلاس آمد، صدای آن ها را شنید. سپس وارد کلاس شد و بعد از سلام و احوالپرسی ادامه داد: من از شما سپاس گزاری می کنم امّا شما باید تلاش کنید و خوب درس بخوانید تا من خوش حال شوم.
1- چه حیواناتی در کلاس درس بودند؟
2- هم معنی کلماتی که زیر آن ها خط کشیده شده را از دیکته ات پیدا کن و بنویس.
خوش حال=( ) تشکّر=( ) صحبت ها=( )


