مقدمه

بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوششان کمابیش عادی است، به خوبی صحبت می‌کنند، مانند سایر کودکان بازی می‌کنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار می‌کنند، در خانه نیز خود یاریهای لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار می‌کنند به خوبی انجام می‌دهند و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند. لیکن وقتی به مدرسه می‌روند و می‌خواهند خواندن و نوشتن و حساب یاد بگیرند دچار مشکلات جدی می‌شوند. بیش از یک قرن است که متخصان علوم تربیتی و روانشناسی و گفتار درمانی در پی تشخیص و درمان مشکلات این قبیل کودکان بوده‌اند.

بیش از شصت تعریف برای اختلالات یادگیری وجود دارد که معروفترین آنها عبارتست از:

اختلال در یک یا چند فرآیند روانی پایه به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط می‌شود و می‌تواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن ، حجمی کردن یا انجام محاسبه‌های ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیب دیدگیهای مغزی ، نقص جزئی در کار مغز ، ریس ‌لکسی یا نارسا خوانی و آفازیای رشدی را در بر می‌گیرد. از سوی دیگر ، اصطلاح یاد شده آن عده را که اصولا بواسطه معلولیتهای دیداری ، شنیداری یا حرکتی همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیتهای محیطی ، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شده‌اند را شامل نمی‌شود.


 

علل بروز اختلالات یادگیری

ثابت شده است که علل بروز اختلالت یادگیری نسبتا مهم است. با این حال در پژوهشهای مختلف تاثیر عوامل زیر در بروز این اختلالات مورد تائید بوده‌اند. هر چند همواره تاثیر متقابل عوامل مورد نظر بوده است.

عوامل فیزیولوژیک موثر در بروز اختلالات یادگیری

بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی است.

عوامل موثر در بروز اختلالات یادگیری

شواهدی در دست است که نشان می‌دهد اختلالات یادگیری احتمالا در برخی خانواده‌ها بیش از دیگران دیده می‌شود. مطالعات انجام شده بر روی دوقلوها به گونه‌ای حاکی از نشانه‌های عمل ژنتیکی است. واکر ، "کول" و "ولف" به الگوهای خانوادگی پی برده‌اند که با اختلالات یادگیری پیوند دارند.

عوامل بیوشیمیایی موثر در بروز اختلالات یادگیری

گفته شده است که اختلالات گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب اختلالت یادگیری می‌شوند. برخی از عوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از آنها نام برده شده است عبارتند از: هایپوگلیسمی ، عدم توازن استیل کولی نستروز و کم کاری تروئید.

عوامل پیش هنگام و قبل از تولد در بروز اختلالات یادگیری

اختلالات یادگیری برخی کودکان می‌تواند بواسطه مشکلاتی باشد که پیش از تولد ، هنگام تولد و بلافاصله بعد از تولد وجود داشته است.


از جمله عوامل پیش از تولد عبارتند از:

  • عدم تناسب نوع خون مادر با جنین
  • اختلالات در ترشحات داخلی مادر
  • قرار گرفتن در برابر اشعه
  • استفاده از دارو

از عوامل هنگام تولد می‌تواند به مواردی چون:

  • کم وزنی هنگام تولد
  • آسیب وارده بر سر
  • آمدن جفت پیش از نوزاد
  • تولد با پا ، اشاره کرد.

از عوامل بعد از تولد عبارتند از:

  • مسمومیت سرب
  • نارساییهای تغذیه‌ای
  • محرومیتهای محیطی و ...

عوامل آموزشی موثر در بروز اختلالات یادگیری

به عقیده برخی متخصصان تدریس ناکافی و ناصحیح می‌تواند در بسیاری از اختلالات یادگیری عامل به حساب بیاید. به نظر می‌رسد که شماری از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری مرکز تحت آموزش کافی و مناسب قرار نگرفته‌اند.

انواع اختلالات یادگیری

کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یکی یا چند مورد از زمینه‌های زیر دچار مشکل باشند: اختلال در زبان گفتاری ، اختلال در زبان نوشتاری ، اختلال خواندن و اختلال در حساب. به عبارتی ممکن است کودکی در همه زمینه‌های فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد، ولی در یک زمینه دچار مشکل شود و به این ترتیب همپوشیهای مختلفی در زمینه‌های یاد شده ممکن است اتفاق بیافتد.

درمان اختلالات یادگیری

هر چند اختلالات یادگیری اصولا مساله‌ای آموزشی است، اما از چندین جنبه مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. بسیاری تلاشها در این زمینه آشکار از فرضیه نقص جزئی در مغز سود می‌جویند و بدین ترتیب می‌کوشند تا با ارزیابی مسائل فرض شده مربوط به این نقص زیستی مشکل را برطرف کنند. از جمله شیوه‌های درمانی رایج بر این اساس می‌توان به درمان رایج بر نگرشهای "ادراکی" - "حرکتی" اشاره کرد.

در این شیوه تلاش می‌شود تا موقعیتهایی برای کودک فراهم شود تا بتواند اطلاعاتی را از محیط دریافت دارد، به یکدیگر ارتباط دهد و آنها را دریابد. استفاده از روروک ، بازیهایی برای آموزش حرکت ، تمرینات روی تخته سیاه برای رشد هماهنگی حرکت و ادراک دیداری ، حل معما در این شیوه کاربرد دارد.

از روشهای درمانی دیگر می‌توان به روش "دیداری" - "حرکتی فراستیگ" و شیوه‌های رفتاری اشاره کرد. برخی از متخصصان حرفه پزشکی نیز معتقدند باید به این دسته کودکان دست کم به طور آزمایشی دارو تجویز کرد. با این حال درباره تاثیرات دارو درمانی روی دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری مطالعات انجام شده بسیار اندک است. "مگا ویتامین درمانی" اولین بار توسط کوت برای درمان این اختلالات پیشنهاد شد که به استفاده از ویتامینها تا حداکثر یک هزار برابر میزان مورد نیاز بدن گفته می‌شود.

از سوی دیگر در نظر گرفتن امکانات آموزشی ویژه برای کودکان مورد توجه قرار گفته است مثلا استفاده از اتاق مرجع یا کلاسهای ویژه. با این حال مساله جای دهی مبتلایان به اختلالات یادگیری در کلاسهای مختلف هنوز مورد بحث بسیاری از متخصصان آموزش و پرورش است. 

منبع : دانشنامه رشد

اختلال در یادگیری(قسمت اول)

  کلیات: این دسته از دانش آموزان به طور کلی در یکی از زمینه های درسی از نظر میزان پیشرفت و یادگیری به طور فاحشی با دیگر دروس دچار عقب ماندگی می باشند بدون اینکه از نظر ذهنیدچار عقب ماندگی هوشی باشند.در سال1968((کمیته ی مشورت ملی در مورد کودکان ناتوان))تعریف زیر را ارائه داد. کودکان ناتوان در یادگیری در یک یا چند فراگرد اساسی روانی در ارتباط با فهمیدن یا کاربرد زبان شفاهی یا کتبی ناتوانی نشان میدهند.تظاهرات این ناتوانی ممکن است به صورت اختلال در گوش دادن -فکر کردن -سخن گفتن-خواندن-نوشتن-هجی کردن یا حساب باشد.این اختلالات را نتیجه شرایطی دانسته اند که شامل نقائص ادراکی-ضایعه مغزی-اختلال جزئی در کارکرد مغز-نارسانا خوانی-اختلال گویایی و غیره است.ناتوانی یادگیری این کودکان از نوع از نوع مشکلاتی نیست که مربوط به بینایی شنوایی یا نقایص حرکتی عقب ماندگی ذهنی پریشانی عاطفی و یا کمبود امکانات محیطی باشد. میزان آماراین دانش آموزان در حدود بین 1تا3درصد و در بعضی از امار ها تا 30%گزارش شده ولی به طور کلی این دسته از کودکان به علت مشکلات شناختی امار دقیقی از انها در دست نیست. در این اختلال از اولین مراحل رشد یادگیری دچار مشکل می باشد. در10.i.c.dان را ناشی ازمشکل اسیب مغزی اکتسابی و بیشتر علت را ناشی از نابهنجاری هایی در پردازش شناختی می داند که قسمت عمده ی این نابهنجاری از نوعی اختلال کارکرد بیولوژیکی ناشی می شود.و بیشتر در پسرها دیده می شود. یکی از مشکلات تشخیصی این مشکل تفاوت ان از دیگر اختلالات رشدی است و دیگر مشکل تشخیص این اختلال از بد اموزی وعدم تجربه کافی اموزشی می باشد این اختلال با مشکلات دیگری نظیر کمبود توجه و دیگر اختلال های رفتاری به خصوص زیاده فعالی همراه می گردد. به طور کلی علت ناشناخته است ولی فرضیات متعددی در مورد علل ان وجود دارد که بعضی از انها تقدم عوامل زیستی است-که بر عوامل غیر زیستی(نظیر فرصت یادگیری وکیفیت تدریس)تاثیر می گذارند و در نتیجه باعث اختلال می گردد. این اختلال در سراسر دوران دبستان گاه تا دوران نوجوانی ادامه می یابد ولی بیشترنشانه های خود را در دوران دبستان به شدت نشان می دهد. این دسته از دانش آموزان دارای یک ملاک های تشخیصی کلی به صورت های زیرمی باشند. -1ملاک های رفتاری عبارتنداز : اختلال ادراکی:به طور مثال وقتی از دانش آموز بخواهیم به یک تصویر نگاه کند او به جای دیدن کل تصویر اجزا را میبیند یا طرح را تحریف کرده و نقش و زمینه را به جای یکدیگر به حساب می اورد یا اگر به او گفته شود حرف(آ)را بنویسید کل صفحه را با حرف(آ)پر می کند. اختلال مفهومی:اگر از دانش آموز بخواهیم متنی را بخواند قادر به درک مطلب یا خلاصه کردن ان نیست.اختلالات رفتاری:معمولا اختلالات رفتاری نظیر زیاده فعالی تحریک پذیری و دیگر مشکلات هیجانی را از خود نشان می دهد. - 2ملاک های زیستی: علائم خفیف عصبی:نظیر ناشیگری در راه رفتن عدم قدرت کافی در انجام مهارت های ظریف حرکتی.در نوار مغزی ضایعات عصبی دیده می شود بدون اینکه دچار عقب ماندگی ذهنی خود یا افراد خانواده باشند.این اختلال به چهار دسته کلی تقسیم می شوند. -1اختلال خواندن 2 -اختلال املا(بیان نوشتاری) -3اختلال مربوط به رشد در حساب(ریاضیات) -4اختلال امیخته ناتوانایی های یادگیری (ب-1)اختلال در خواندن: تعریف:اختلال مربوط به رشد در خواندن با نقص قابل ملاحظه ای در پیدایش مهارت های شناخت کلمات وفهم مطالب هویدا می شود. در این اختلال علت ضعف بینایی یا سن عقلی یا نامناسب بودن محیط اموزشی نیست این دسته ازدانش آموزان در قدرت درک مطلب خواندن وبازشناسی کلمه خوانده شده و مهارت بلند خوانی و انجام تکالیفی که بر خواندن مبتنی باشد.ضعف نشان میدهند و در سابقه این افراداختلال رشدی گفتاری نیزدیده می شود دارای شکست تحصیلی بی علاقگی به مدرسه و سازگاری اجتماعی به خصوص در سالهای اخر دبستان و دوران دبیرستان می باشند. انواع آن شامل عقب ماندگی-اختصاصی خواندن-وارونه خوانی و دیسلکسی رشدی می باشد. حدود2تا8درصد کودکان در سنین مدرسه به این اختلال دچار هستند و در پسرها 2تا4برابر بیشتر از دخترها می باشد. سبب شناسی: ماهیت اصلی این اختلال در نظریه های مختلف متفاوت است یکی از فرضیات-عامل ژنتیکی است ولی مطالعات روی دو قلوها چنین فرضی را تائید نمی کند.فرضیه دوم رابطه ی بین این اختلال و چپ دستی است ولی این فرضیه نیز تائید نمی شود-البته در این دسته از دانش آموزان در صد بالایی دچار چپ دستی هستند و همچنین در کودکان مصروع ویا کودکانی که دچار ضربه ی مغزی ثانوی بوده انددچار کوری خواندن گشته اند و بعضی نیز سوء تغذیه مادر در دوران بارداری را عامل مهم می دانند. (ب-2)اختلال در املاء(بیان نوشتاری) تعریف:توانایی املاءشفاهی و هم کتبی مختل می باشد بدون انکه بهره ی هوشی یا مشکلات دیداری و شنیداری علت ان باشد.این دسته از دانش آموزان قادر به تبدیل افکار به کلمات و جملات به هنگام نوشتن نمی باشند. این دسته از دانش آموزان در اوایل ورود به مدرسه به صورت اشکال عمده در عملکرد املاءاز خود نشان می دهند و گاه تاثیر خودرا تا سالهای بعدی تحصیلی نشان می دهد.این دسته از دانش آموزان دارای مشکل دست خط در نوشتن نیز هستند بر خلاف اختلال خواندن در این اختلال خطاهای املایی به گونه ای است که عمدتا از حیث نظام صوتی دچار اشکال نمی باشند(یعنی کودک مطابق انچه که می شنود می نویسد( در صورتی که سنجش هوشی از کودک گرفته شود بیشتر از70بهره هوشی دارد باید در تشخیص این مشکل مطمئن باشیم که به علت بدی اموزش این مشکل به وجود نیامده باشدو همچنین به علت مشکلات عصبی-روانی ویا سایر اختلالات به وجود نیامده باشد. تفاوتی در ارقام اماری بین دختران و پسران دیده نمی شود و میزان درصد ان کاملا مشخص نیست چون گاه اختلال خواندن سبب ان میگردد اختلال در یادگیری(قسمت دوم) سبب شناسی: علت ان کاملا مشخص نیست ولی چند فرضیه در مورد ان وجود دارد که یکی از انها در ارتباط با اختلال خواندن است و نیز استعداد ارثی برای ابتلاء و همچنین میزان کوتاهی توجه و پریشانی حواس را احتمالا علت ان می دانند. ویژگی های اختلال یادگیری -1ضعف شدید در یکی از دروس املاء یا قرائت ویا ریاضی دیده می شود. -2در زمینه های رشدی-حرکتی در تاریخچه زندگی او تاخیر شدید یا تاخیری دیده نمی شود -3بهره ی هوشی عادی دارد. -4با روس های اموزشی ویژهمعمولا تا سنین بالا تا حدودی رفع می گردد. -5میزان هماهنگی با محیط معمولا دچار اختلال فاحش نمی گردد. ویژگی های عقب ماندگی ذهنی -1در کلیه دروس به طور یکسان ضعف شدید دارد. -2در کلیه زمینه های رشدی-حرکتی مثل نشستن خزیدن وراه رفتن و غیره تاخیر محسوس دارد. -3در تست های هوشی عقب ماندگی ذهنی نشان می دهد. -4تا اخرعمرتفاوت یادگیری با دیگر هم سن های خود نشان می دهد. -5در ارتباط اجتماعی و هماهنگی محیط دچاراختلال است. در جدول زیر تفاوت اختلال یادگیری(خواندن)وعقب ماندگی ذهنی اشاره می شود. اختلال یادگیری خواندن عقب ماندگی ذهنی ضعف املاء وجود دارد. ضعف املاء بیشتراست. اشتباه راست وچپ کمتراست. اشتباه راست وچپ بیشتر است. پیشرفت در قرائت نسبت به سایر دروس کمتر است. پیشرفت دروس فرقی یا یکدیگر ندارد. پیشرفت در ریاضی نسبت به سایردروس بهتر است. پیشرفت دروس فرقی با یکدیگر ندارد پیش اگهی در قرائت دتر است. پیش اگهی در قرائت بهتراست. بهره ی هوشی درحد عادی یا بالاتر از عادی است. بهره ی هوشی کمتر از متوسط است. )ب-4)افت تحصیلی: تعریف افت تحصیلی یعنی دانش آموزان در هنگام تحصیل بعد از یک دوره موفقیت تحصیلی یا متوسط به تدریج ظریف یادگیری او کاهش یافته ویا یادگیری او کاهش یافته و یا تکرار پایه تحصیلی داشته باشد و به طور کلی نمرات او نسبت به ماه قبل یا سال های قبل سیر نزولی محسوسی از خود نشان بدهد این گروه از دانش آموزان دچار کاهش کیفیت تحصیلی می گردند یعنی نسبت به وضعیت قبلی خود یا سطح کلاس از حد مطلوب یا معمولی دراموزش نزول می کنند.مثلا در چندین درس تجدید می شوند یا معدل انها از میزان قبلی پایین تر میشود و در واقع از نظر تحصیلی با شکست روبرو می گردند و در افت شدید مجبوربه تکرار پایه می شوند.توجه شود منظور اصلی از افت تحصیلی فقط دانش آموزان مردودی نمی با شند بلکه تغیرات ناگهانی که در عملکرد تحصیلی دانش آموز پیش می اید نیز افت تحصیلی خوانده میشود. سبب شناسی علل متعددی از نظر محیطی ووضیت جسمانی می تواند به عنوان عامل در این امر نقش داشته باشد. نظیروضعیت خانوادگی از نظر تغیرات ناگهانی اقتصادی وروانی-حوادث ناگهانی در تشکل خانواده-مرگ یا جدایی یا اختلالت خانوادگی-تولد کودک جدید ویا مهاجرت از شهری به شهر دیگر-جابجایی مدرسه و حتی گاه جابجایی مقاطع تحصیلی مثلا دبستان به دوره ی راهنمایی یا دبیرستان ویا حتی تغییر معلم ویامشکلات روانی دانش آموزان در دوره ی نوجوانی ویا بیماری جسمانی کودک در یک دوره ی خاص ودردبیرستان عدم هنتخاب رشته تحصیلی مناسب با استعداد دانش آموز. میزان درصد دقیق ویا تفاوت بین پسران و دختران در افت تحصیلی به علت تعاریف متعددی که در تحقیقات در نظر گرفته شده مشخص نمی باشد. )ب-5)ترک تحصیل: تعریف:یعنی دانش آموزی در مدرسه مشغول به تحصیل بوده و بدون انکه دلیل واضحی داشته باشد ویا بادلیل خاصی برای مدتی یا برای همیشه مدرسه را ترک می کند ودر فرایند اموزش و پرورش رسمی ادامه مشارکت ندارد. این گونه شاگردان حتی گاه بدون گرفتن پرونده دیگر به مدرسه باز نمی گردند.سبب شناسی: علت ان در ایران نیاز به بررسی تحقیق دارد.به خصوص که در مدارس ایران هنگامی که شاگردی مدرسه را ترک میکند به علت عدم وجود مددکار یا مشاور پی گیری علت صورت نمی گیرد و گاه به صورت پراکنده معلمین یا کادر مدرسه از علت ان مطلع می گردند. و میزان درصدان نیز به طور دقیق بررسی نشده است و طبق امار گزارش شده به دفتر مشاوره در سال تحصیلی71-70حدود15935نفر مدرسه را ترک کردهاند ودر تحقیقی که در کرمان به عمل امده است در سال تحصیلی68-67حدود25%در سه مقطع بوده است. )ب-6)عدم انجام تکالیف: هنگامی که با معلمین مدرسه در ارتباط با مشکلات دانش آموزان صحبت میشود یکی از مشکلاتی که غالبا به ان در مرحله اول اشاره می کنند عدم انجام تکالیف است ویا به اصطلاح خود انها -تنبل بودن شاگردان در انجام تکالیف شب است.این مسئله در اکثریت تحقیقات اموزشی به عنوان یک عامل با فراوانی بالا در مشکل اموزشی قلمداد گردیده است.  اختلال در یادگیری(قسمت سوم) سبب شناسی: همانگونه که در بالا اشاره شد در تحقیقات علل متعددی را برای ان محسوب می کنند یکی عدم میزان تکالیفبا توانایی های دانش آموزان دوم یکنواخت بودنتکالیف با توجه به عصر حاضر که می توان از وسایل اموزشی جنبی به عنوان تکلیف استفاده نمود نظیر جراید-نوارهای ویدئویی و کاست و استفاده از روش های متنوع دیگر در انجام تکالیف نظیر روش واحد کار و مسئله نگری جان دیویی وغیره میباشد و نامشخص بودن هدف با نوع کیفیت. به طور کلی اگر تکلیف را به سه دستی اصلی تمرینی-امادگی-وامتدادوخلاقیت تقسیم کنیم.وهرکدام را چنین توضیح دهیم که((هدف تکلیف تمرینی-تمرین روی همان محتوا در کلاس درس یا حفظ کردن ان محتوا درخانه.در جهت تقویت یادگیری است متوجه می گردیم که در واقع اکثریت معلمین به این نوع تکلیف تنها اکتفاءمی کنند واین روش به عنوان یک روش قدیمی که به سرعت شاگردان را خسته می کند شناخته شده است. دومین روش تکلیف-امادگی است که معلم-درس جلسه بعد رااز شاگردان می خواهد که مطالعه کنند تا زمینه ای برای بحث داشته باشند که معمولا در کلاس های بالاتر مورد استفاده قرار می گیرد. در این روش اگر معلم دقت کافی در چگونگی هدایت بحث وبه کارگیری اطلاعات زمینه را نداشته باشد این امر میتواند امری بیهوده باشد که به جز اتلاف وقت چیزی دیگری در بر ندارد. نوع سوم تکلیف شب امتداد وخلاقیت است در این روش شاگردان را به انجام واحد کار وروش های مسئله نگری ترغیب کرده و باعث بالا بردن قدرت ابتکار وخلاقیت شاگردان می شوند که به علت عدم اشنایی معلمان با این روش معمولا مورد استفاده واقع نمی گردد ودرثانی نیاز به طراحی اموزش طولانی ومستمردارد که متاسفانه معلمین کمتر روی ان وقت صرف می کنند.با توجه به انواع فوق و عدم کاربرد روش های به کارگیری تکلیف در مدرسه دانست. البته تنها علت روش های غلط تکلیف نیست که عامل عدم انجام تکالیف می گردد بلکه علل دیگری نیز از جمله عوامل زیر را می توان نام برد: -1عدم کنترل والدین از وضعیت تحصیلی فرزندانشان 2-بی ارتباط بودن تکالیف با نیازهای روزمره 3-حجم زیاد تکالیف 4-مشکلات خانوادگی نظیر محول نمودن کارهای منزل به فرزندان از طرف والدین 5-و یا انجام کاری برای دریافت حقوق در ساعات غیر مدرسه برای کمک به وضعیت اقتصادی خانواده 6-تشویق نشدن برای تکالیف منزم  7-افسردگی های خفیف 8-سهل انگاری والدین در برخورد با مسائل و مشکلات فرزند خود ودر سالهای اخیر تماشاکردن برنامه های تلویزیونی تا دیر وقت ودر نتبجه کمبود خواب واستراحت از علل متنوع این مشکل به شمار می روند که خود نیاز به یک تحقیق وسیع دارد. (ب-7)تقلب در امتحانات و تکالیف مدرسه: یکی از مشکلات که در مدرسه در زمان برگزاری امتحانات رخ میدهد ونیروی بسیار زیادی از کادر مدرسه را اشغال میکند مراقبت از جلسه امتحان برای تقلب دانش آموز است که با تمام کنترل ها باز تعدادی از دانش آموزان از کوچکترین فرصت استفاده نموده وبه تقلب در جلسه امتحان می پردازند. البته تنها تقلب در امتحانات به وسیله این شاگردان اعمال نمی شود بلکه معمولا اعمال دیگری که نشانه ی نوعی تقلب است در ان مشاهده می شود نظیر دروغ گویی در مورد تکالیف برداشتن اشیاء یا تکالیف دیگران جا انداختن مشق شب و غیره. سبب شناسی: البته در علت اصلی این امر نیاز به تحقیق زیاد میباشد ولی به احتمال زیاد می توان علل زیر رادراین امر موثر دانست: -1ضعف درسی دانش آموزان نسبت به محتوا. -2احساس عدم امنیت نسبت به نمره هایی که دریافت می کند از طرف والدین. -3بی اعتمادی به خود ودانسته هایش. -4نیاز به جلب توجه و خود نمایی ویا قدرت نمایی. -5نادرست و متقلب بودن اعضاء خانواده که زمینه تقلب در بچه را فراهم نموده است. -6عدم اگاهی از دلایل برگزاری امتحان و انجام تکالیف در هدف اموزشی. میزان امار دقیق ان کاملا مشخص نیست ولی طبق گزارش ارسالی از استان ها به دفتر مشاوره و تحقیق در سال 71-70حدود 9502مورد در مدارس تقلب دیده شده است. ب-8)اختلال دیرآموزی این گروه از دانش آموزان به علت عملکرد ضعیف تحصیلی در کلیه دروس شناسایی می شوند ولی دارای عقب ماندگی متوسط یا شدید نمی باشند زیرا دسته های اخیر به زودی در کلاس های اول و دوم ویا قبل از ورود به مدرسه شناخته شده ودر مدارس استثنایی یا مراکرز خاص این گونه کودکان تحت برنامه ویژه قرار می گیرند. تفاوت عمده این کودکان با کودکان عقب مانده متوسط یا شدید این است که گاهی تا سال های اولیه دوران ابتدایی شناخته نمی شوند و در اغلب موارد به عنوان کودکان تنبل یا پرت حواس معرفی می گردند. این دانش آموزان قادرند با حمایت خانواده و مدرسه در صورت دریافت کمک های اموزشی به صورت فردی دوران راهنمایی را طی نمایند ولی قادر به طی کردن دوران دبیرستان نمی باشند و باید به مشاغلی که نیازبه بهره هوشی کمتر دارد وکار حالت تکراری و بدون پیچیدگی است هدایت شوند. تقسیم بندی کودکان دیرآموز وعقب مانده هوشی بر اساس اخرین طبقه بندی های به عمل امده:ک-1مرزی بهره ی هوشی بین 84-70یا71 -2خفیف بهره ی هوشی بی 69-50 -3متوسط بهره ی هوشی بین 49-35 -4شدید بهره ی هوشی بین 34-20 -5عمیق بهره ی هوشی پایین تراز 20 -6سایر عقب ماندگی ذهنی -7عقب ماندگی ذهنی نامشخص 1 - در گروه مرزی:قادر به انجام کلیه امور خود می باشند و خود کفا بوده و می توانند شغل مناسب بهره ی هوشی خود را یافته و زندگی نسبتا عادی خود را طی نمایند. -2در گروه خفیف:قدرت خود کفایی کارهای اولیه خود را دارند و میزان یادگیری انها نسبت به دیگر دانش آموزان کندتر است ودر سنین بزرگسالی در حد یک فرد 9تا12ساله قدرت یادگیری و هماهنگی دارند و نیز به اموزش ویژه در مدارس استثنایی نیاز دارند.قادر به ازدواج و تربیت کودکان خود نمی باشند و باید از حمایت خانواده و اطرافیان به صورت غیر مستقیم بهره مند گردند.البته اگر در برنامه اموزشی مناسبی قراربگیرند به خود کفایی نسبی دست خواهند یافت. -3در گروه متوسط:دارای ضعف در تکلم و گنجینه لغت و زبان می باشند و میزان بادگیری انها محدود می باشد و مهارت های حرکتی و رشد حرکتی انها نیز دچار تاخیر می باشد ودر طول زندگی نیاز به حفاظت از طرف اطرافیان خود دارند ودر اموزش تنها کلاس های اول و دوم را قادر می باشند که طی نمایند زیرا تا سنین بزرگسالی حداکثر در حد بهره ی هوشی کودکان 6تا9ساله می رسند. -4در گروهی شدید: مانند گروه متوسط دارای تکلم بسیار پایین وحتی گاه بدون بیان تکلمی می باشند ودارای تاخیر در رشد حرکتی هستند.در سنین بزرگسالی حداکثر بهره ی هوشی بین3تا6ساله را دارا می باشند.این افراد قادر به زندگی مستقل در طول عمر خود نمی باشند ودر سنین اولیه شناخته می شوند وبه مدرسه فرستاده نمی شوند و تا سال های زیادی حتب رفع حوائج اولیه انها به وسیله اطرافیان انجام میگیرد. 5 -گروه عقب ماندگی عمیق:این افرادحتی قادر به درک نیازها واحتیجات اولیه خود نمی باشند به طوری که اگر اطرافیان به انها غذا ندهند ویا مراقبتشان نکنند-به زودی از گرسنگی می میرند-معمولا قادر به حرکت نیستند ویا به شدت دچار تاخیر حرکتی هستند.جزء صداهای اولیه هیچ گونه ارتباط کمالی بر قرار نمی کنند.وبیشتر در طول عمر مانند یک گیاه زندگی می کنند و بهره ی هوشی انها حداکثر به پایین سنین 3سالگی می رسد. -6سایر عقب ماندگی ذهنی:این افراد علاوه بر مشکل یکی از گروه های فوق دارای اختلالات ناشنوایی یا نابینایی یا دیگر معلولیت های جسمانی هم می باشند ویا دارای اختلال رفتاری هستند.ودر واقع دارای دو معلولیت می باشند. -7عقب ماندگی ذهنی نامشخص:گروهی هستند که علائمی از عقب ماندگی ذهنی را نشان می دهند ولی در حال حاضر اطلاعات کافی برای قرار دادن انها در یکی از طبقات فوق وجود ندارند اختلال در یادگیری(قسمت چهارم) دیسلكسی دیسلكسی، خوانش‌پریشی یا نارساخوانی، بیماری ناشناخته و مبهمی است كه متاسفانه به طور میانگین ۳۰ درصد از مبتلایان به آن، ترك تحصیل می‌كنند و انگیزه خودكشی در این افراد ۶ برابر دیگران است والدین بچه‌های مبتلا به دیسلكسی باید به آنها اعتمادبه‌نفس بدهند و تشویقشان كنند كه روی پای خودشان بایستند به فرمان معلم، كلاس غرق در آرامش می‌شود تا دانش‌آموزان واژه‌های كتاب را بشنوند و یاد بگیرند. مجبور است به دستور معلم بخواند اما نمی‌تواند تصور كند با آغاز به خواندن او چه اتفاقی می‌افتد. دلهره عجیبی دارد اما نمی‌تواند از دستور معلم سرپیچی كند، پس می‌خواند اما... خنده همكلاسی‌ها سركلاس به هنگام خواندن او از روی كتاب و تلفظ ناصحیح كلمات، بدترین خاطره زندگی‌اش است. تجربه تلخی كه در به وجود آمدنش بی‌تقصیر است... دیسلكسی، خوانش‌پریشی یا نارساخوانی بیماری ناشناخته و مبهمی است كه متاسفانه به طور میانگین ۳۰ درصد از مبتلایان به آن، ترك تحصیل می‌كنند و انگیزه خودكشی در این افراد ۶ برابر دیگران است. دیسلكسی نوعی اختلال یادگیری است كه بر توانایی خواندن و نوشتن كودك تاثیر می‌گذارد و نشانه‌های آن در دوران دبستان آشكار می‌شود. كودك مبتلا به دیسلكسی اگرچه به نظر باهوش می‌رسد و هیچ مشكلی از نظر بینایی و شنوایی ندارد ولی با این حال نمی‌تواند روش‌هایی را كه به وی آموزش داده شده است در جهت خواندن، نوشتن و تلفظ كلمات به كار بندد. نارساخوانی برخلاف باور عموم، شكلی از عقب‌ماندگی ذهنی نیست و رابطه مستقیم با معلولیت جسمی، مشكلات فرهنگی، وضعیت اقتصادی و اجتماعی پایین یا آسیب‌های مادرزادی مغزی ندارد. كودكی كه مبتلا به دیسلكسی است به طور معمول تا قبل از ورود به مدرسه مشكلی ندارد. كودك با شروع آموزش‌ها تازه متوجه می‌شود كه نمی‌تواند قدم به قدم با دیگران پیش برود و این امر، وی را آن‌قدر پریشان حال می‌كند كه یا كلاس را به هم می‌ریزد یا گوشه‌گیر می‌شود. اما توجه داشته باشید دیسلكسی را نباید با اختلالات توجه، ناتوانایی‌های یادگیری ناشی از كمبود فرصت‌ها و امكانات آموزشی مانند تعویض مكرر مدرسه، حضور نامنظم در كلاس یا فقدان آموزش در مهارت‌های اصلی، عقب‌ماندگی ذهنی، اختلال در خود فروماندگی، نقایص شنوایی و بینایی، ناتوانی‌های فیزیكی، اختلالات هیجانی یا مشكلات رایج در فرآیند یادگیری زبان دوم اشتباه گرفت. ● نشانه‌های بیماری از جمله نشانه‌های بیماری نارساخوانی می‌توان به تشخیص ندادن چپ و راست، بالا و پایین، ناتوانی در خواندن ساعت‌ها، مشكل به یاد آوردن ترتیب ساعت‌های هفته، ماه‌ها، فصول، اختلالات گفتاری و ناتوانی در ساختن جملات اشاره كرد. كودك مبتلا به دیسلكسی حروف نزدیك به هم مثل ب، پ، ت، د، ف... را با هم اشتباه می‌گیرد و به طور معمول حروف بی‌صدا را جایگزین حروف صدادار می‌كند. البته این امر تصادفی است و گاهی نیز كودك كلمات را صحیح ادا می‌كند. شخص مبتلا به خوانش‌پریشی كلمات را برعكس می‌خواند، بعضی صداها را حذف می‌كند و روخوانی‌اش بریده بریده، نامفهوم و با شك و ترس است. دیسلكسی از نظر شدت متفاوت است و میزان آن بر حسب تعداد اشتباهات و مدت زمان خواندن یك متن در مقایسه با یك كودك عادی تشخیص داده می‌شود. ● دلایل و عوامل موثر دلایل بروز بیماری دیسلكسی بسیار متفاوت است. در اروپا بیش از ۵/۲ میلیون كودك مبتلا به دیسلكسی‌اند و به همین دلیل محققان ۹ كشور اروپایی گرد هم آمدند تا با آزمایش روی ۴ هزار كودك دلایل و میزان مبتلایان به آن در زبان‌های متعدد را بررسی كنند. پیش از این تحقیقات (عصبی ـ كالبدی(، گالابوردا، استاد عصب‌شناسی دانشگاه هاروارد آمریكا در سال ۱۹۷۹ و آزمایش‌های پولسو در سال ۱۹۸۹ در دانشگاه میلان روشن كرده بود كه دیسلكسی بیماری عصبی با ریشه ژنتیكی است. آزمایش‌های مغزی بیماران نیز مشخص كرد كه یكی از عوامل بروز خوانش‌پریشی تشكیل توده‌ای عصبی در منطقه‌ای از مغز است. این تومورهای خارجی خود نتیجه جهش‌های غیرطبیعی یا نامنظم بودن سلول‌های خاكستری در مناطقی از پوسته مغزی‌اند. به عقیده دانشمندان عوامل دخیل در بروز بیماری دیسلكسی، ۵۰ درصد ژنتیكی و ۵۰ درصد محیطی است. عصب شناسان با كمك تصاویر مغزی بیماران دریافتند كه مغز این افراد در ۳منطقه نیمكره چپ، به ویژه نواحی پس‌سری، گیجگاهی ـ آهیانه و گیجگاهی، یعنی به طور دقیق مناطقی كه مربوط به توانایی خواندن است، كند عمل می‌كند. عوامل محیطی موجب بیماری دیسلكسی خود به دو دسته تقسیم می‌شود: عوامل زیستی كه طی زندگی رحمی روی جنین تاثیر می‌گذارد و تمام مسایلی كه پس از تولد برای نوزاد رخ می‌دهد. در حال حاضر این موضوع اثبات شده است كه ضربات مغزی و عوامل روانی فامیلی روی یادگیری، خواندن و نوشتن تاثیر می‌گذارد. در این میان روش‌های آموزش و تلفیق ذكاوت نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. اختلال در یادگیری(قسمت پنجم) ●تفاوت زبانی شگفت‌انگیز آنجا است كه تعداد مبتلایان به بیماری دیسلكسی در بعضی زبان‌ها بیش از بقیه زبان‌ها است. اگرچه تمامی خوانش‌پریشان در تلفظ و به خاطر سپردن جملات كوتاه با مشكل روبه‌رو هستند ولی با این حال كودكانی كه زبان مادریشان ساده و با قاعده است، كمتر به دیسلكسی مبتلا می‌شوند و حتی در كودكان مبتلا، شدت بیماری كمتر است در واقع ساختار زبان بسیار با اهمیت است. نتایج آزمایشی روی دانشجویان انگلیسی، فرانسوی و ایتالیایی نشان داده كه خوانش‌پریشان ایتالیایی سریع‌تر و بهتر از فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها می‌خوانند. درواقع زبان انگلیسی بی‌قاعده و مركب است. در اشعار لرد بایرون> برای ۴۰ آوا، هزار نوع املا وجود دارد. در مقایسه در زبان مولیر> برای ۳۵ آوا ۱۹۰ املا و در زبان دانته> برای ۲۵ آوا ۳۳ املا وجود دارد. به همین علت تعداد انگلیسی‌های مبتلا به دیسلكسی بیش از فرانسوی‌ها و ایتالیایی‌ها است. از سوی دیگر مبتلایان به این بیماری در میان آلمانی‌ها و فنلاندی‌ها كه زبان با قاعده دارند، بسیار كم است. در كشورهایی كه زبان با قاعده دارند، كودكان به طور میانگین در كمتر از سه ماه خواندن را می‌آموزند در حالی كه این روند در میان كودكانی كه زبان مادری‌شان پیچیده و بی‌قاعده است بی‌قاعده است به طور تدریجی و طی ۵ سال دبستان به طول می‌انجامد.  ● مراقبت‌های خانگی  كودكی كه نارساخوانی دارد نیازمند توجه و كمك ویژه والدین است، با این حال نباید بیش از حد مراقب كودك بود. كودك را یك فرد شكست خورده درنظر نگیرید بلكه او را تشویق كنید تا مهارت‌های جدیدی بیاموزد. ● درمان پزشكی  درواقع دیسلكسی درمان ندارد. كودك خوانش‌پریش در مدرسه، كودن خطاب می‌شود، از دوستانش فاصله می‌گیرد، از زندگی ناامید می‌شود و به همین علت است كه بیشتر دانش‌آموزان مبتلا به دیسلكسی در اروپا دست به خودكشی می‌زنند، در صورتی كه كودك مبتلا به دیسلكسی هیچ‌گونه مشكل جسمی و روانی ندارد.  ابتدا باید این مسایل را حل كرد سپس با استفاده از برنامه‌ای ویژه و زیرنظر متخصصان براساس توانایی و مشكلات كودك، آموزش خواندن و نوشتن را آغاز كرد. فراموش نكنید ۵ تا ۱۰ درصد كودكان دبستانی دیسلكسی دارند.‌ http://forum.mixiran.com/showthread.php?p=1357..