بخش دوم:

 

بنابراین شما نمیتونید برید با یه کسی ازدواج کنید به خاطر اینکه بخوایید درستون رو بخونید. مگر اینکه

این ماجرای خواندن درس شما در حقیقت بودن شماییست که او این بودن رو میخواد . نه اینکه شما

چون درستون رو نخوندید یا امریکا نتونستید بیایید یا دنبال بچه میگردید یا میخوایید فقط یه کسی باشه

که از شما مواظبت و مراقبت کنه دنبال کسی میگردید. شما در این صورت آدمها براتون وسیله اند. آدمها

برای رفع احتیاجتون هستن. بنابراین اگر یه کس دیگه پیدا بشه که احتیاج شما رو برآورده کنه میرید سراغ

او. اگر این آدئم نتونه احتیاجات شما رو برآورده کنه ولش میکنید . اگر شما این احتیاجات رو نداشته

باشید با او کاری ندارید. من با تو ازدواج کردم برای اینکه بیام امریکا براینکه بتونم درسم رو بخونم برای

اینکه بتونم بچه هامو داشته باشم. حالا برو. میخوای بری برو . هرّی. نکنید. چون این کار بسیار

خطرناکه . شما فکر میکنید از آدمها دارید استفاده میکنید. خبر ندارید این شمایید که ازتون استفاده و

سواستفاده شده. بنابراین شماره شش این هست که همسرتون برای شما هدف هست نه وسیله.

شماره هفت :

 

 

پنجاه باید و نباید در زندگی زناشویی

بخش دوم:

بنابراین شما نمیتونید برید با یه کسی ازدواج کنید به خاطر اینکه بخوایید درستون رو بخونید. مگر اینکه

این ماجرای خواندن درس شما در حقیقت بودن شماییست که او این بودن رو میخواد . نه اینکه شما

چون درستون رو نخوندید یا امریکا نتونستید بیایید یا دنبال بچه میگردید یا میخوایید فقط یه کسی باشه

که از شما مواظبت و مراقبت کنه دنبال کسی میگردید. شما در این صورت آدمها براتون وسیله اند. آدمها

برای رفع احتیاجتون هستن. بنابراین اگر یه کس دیگه پیدا بشه که احتیاج شما رو برآورده کنه میرید سراغ

او. اگر این آدئم نتونه احتیاجات شما رو برآورده کنه ولش میکنید . اگر شما این احتیاجات رو نداشته

باشید با او کاری ندارید. من با تو ازدواج کردم برای اینکه بیام امریکا براینکه بتونم درسم رو بخونم برای

اینکه بتونم بچه هامو داشته باشم. حالا برو. میخوای بری برو . هرّی. نکنید. چون این کار بسیار

خطرناکه . شما فکر میکنید از آدمها دارید استفاده میکنید. خبر ندارید این شمایید که ازتون استفاده و

سواستفاده شده. بنابراین شماره شش این هست که همسرتون برای شما هدف هست نه وسیله.

 

شماره هفت : شما در دنیایی زندگی میکنید که صد در صد شما و وجود شما و تعهد شماست به

عشقتون ، به ازدواجتون و به خانوادتون. ازدواج نود و نه درصدی ما نداریم. اگر شما راجع به ازدواج صحبت

میکنید یه ازدواج صد درصد است. ازدواج صد درصد هم یعنی پنج جز وجود شما در پنج جز وجود اون آدم

است. یعنی تنها شکلی که انسان رو به سلامتی و خوشبختی میرسونه زن و شوهری است که اینگونه

اند. اینکه من خانواده ام برام مطرح ان. کارم برام مهمه. مدرسه ام برام مهمه. اینها در حقیقت جدا شدن

است و دیر یا زود این سیستم در دنیای امروز از هم پاشیده میشه. سیستمی که توی هم اینچنین گره

نخورده و اجزایش همدیگه رو نگه نمیدارن تا زمانی که هست بد ایت و غلط و وقتی هم به هم میریزه

شما رو بیشتر از هم میپاشونه. بنابراین ما تو دنیایی هستیم که صد درصد تعهد رو میخوایم. متاسفانه

بسیاری از ما در حالی که ازدواج کردیم هنوز فکر آدمهای دیگه رو داریم. من حتی به طعنه میگم برخی از

ما شب عروسی در حالی که داریم با عروس و داماد میرقصیم نگاه میکنیم : اونم بد نیستا ، اون یکیو oh

God . نه نه این هنوز بهتره با این زندگی میکنم. یعنی هنوز مثلا هستیم یا مادرمون میگه اگه اونو گرفته

بودی بهتر بود یا دخترم اون خواستگار دکتره . مریض بود ولی دکتر بود ! این سالمه ولی دکتر نیست.

بنابراین تو رابطه وقتی قرار میگیرید تو ازدواج وقتی هستید . it’s one hundred percent . شما نمیتونید

پشت فرمون که میشینید بگید من هر صد دقیقه ای که رانندگی میکنم یک دقیقه هم چشمم رو میبندم.

خبر بد براتون دارم . دیر یا زود سر از قبرستون در میارید. شوخی هم نداریم. عشق دنیای امروز ، ازدواج

دنیای امروز صد درصد درصد تعهد میخواد. به همین جهت است که در تحلیل نهایی شما وقتی که با یک

کسی ازدواج میکنید اگر زنید همه مردها و اگر مردید همه زنها ی دنیا برای شما تمام ان. تموم شد و

رفت . نه اینکه ما ازدواج کردیم ولی خوب هنوز ...

 

حرف حافظ رو داریم . شهری پر کرشمه و خوبان ز شش جهت / چیزیم نیست ور نه خریدار هر شش ام.

پایین  و بالا و چپ و راست و همه جا . خوب مبارکتون باشه.

شماره هشت : شما قراره حس و احساسی رو که راجع به همسرتون دارید رو کوشش کنید حس کنید و

احساس کنید. من نمونه با بچه هامو میگم . من میرم بالای سر شون یا برخی از اوقات دیدم که حتی

اذیت میشن از نگاهی که بهشون میکنم. به دلیل اینکه وقتی شما به یک کسی که دوستش دارید و

براتون معنی داره نگاه میکنید حتی میدونید امروز میگن اگر پنج تا ده دقیقه به چشمش نگاه کنید کاملا

حال متفاوت و منقلبی پیدا میکنید، بهش نگاه میکنید شروع میکنید اون حس و احساس رو در خودتون

به وجود آوردن. یعنی اون حرارت رو و اون حال رو . بنابراین شما قراره اون حس و احساس رو مخصوصا اون

زمانی که همسرتون رو آنگونه که هست به خاطر حرفی که میزنه ، به خاطر کاری که میکنه ، به خاطر

احساس خوبی که حالا حتی میتونه به خاطر رنگی باشه یا شرایطی باشه  یا حالی باشه یا لبخندی

باشه  که نسبت به شما داره ، شما قراره این حال رو حس کنید . ولی مهمترش ابراز مختلف و

متفاوتشه. شما قراره این حس و احساس رو ابراز کنید . به گونه های مختلف . زبونی هست . با نوازش

هست . با نگاه هست . با ستایشش هست . حتی با تلفن کردن از دفتر که یادت باشه کسی اینجا تو

رو دوست داره و فقط همین . حتی فرستادن یه کارت به همون خونه خودتون. که باز میکنه از شماست

یه نامه ای اومده. گذاشتن یادداشتی رو میز و رفتن . یه چیزی رو مثلا روی آینه نوشتن. یعنی احساس و

عشقی است که اون زمانی که حس میکنید ابرازش کنید. خانم ها تو این زمینه خیلی خوبن . آقایون

قربونشون برم وحشتناک بدن. چون از هفت هفتگی تو شکم مادر وقتی تستسترون به مغز مبارکشون

میخوره یه تکه هایی قاطی پاطی میشه و retarded میشن و این ادامه داره . به همین جهت است که

مردها غالب اوقات اولا نمیفهمن چی رو حس و احساس میکنن . شما به یه مرد بگید چته ؟ میگه

ناراحتم . چه جوری؟ میگه آخه ناراحتم! ناراحتم. غمگینی ، خشمگینی ، ناراحتی ؟ ناراحتم. مضطربی؟

ناراحتم. یا وقتی خوشحاله . حالم خوبه . چیه؟ شادی ؟ امیدواری؟ خوبم دیگه ولم کن . تازه اگر بگه !

یعنی سرش نمیشه! من بارها شده تو کار روان درمانی و تراپی به دوستانی که میومدن میگفتم الان به

من بگید الان شما چه احساسی دارید؟ یه مدتی آقا به من نگاه میکرد... آخرش خیلی لطف میکردن

میگفتم خوب در خدمتتون هستیم. حالا این چه ارتباطی داره؟! یا برخی از اوقات وقتی به آقایی میگفتم

آیا به زنت میگی که دوستش داری؟ میگفت : خوب آقای دکتر میدونه! از کجا میدونه ؟ آقا سی ساله مث

سگ ما داریم می دویم . گفتم پس بنابراین باید فکر کنه همه سگهای خیابون هم اونو دوست دارن!!! تو

مث سگ میدوی اونم مث خر کار میکنه خوب عجب خانواده خری و سگی ای شما دارید . یعنی چی  ؟

پس این زبونت چرا نمیگه ؟ خوب آقای دکتر ما اهل این لوس بازیها نیستیم. ! لوس بازی؟! چطور شد اون

اوایل که میخواستی گولش بزنی لوس بازی نبود ؟! تازه لوس که نبود هیچی ، لیسشم میزدی . حالا

چی شد ؟ یعنی اینها از کجا در اومد. من شده بارها تو کار تراپی گفتم همین الان به زنت بگو دوستت

دارم . بگو .

 

آقای دکتر میگم . میریم خونه میگم . همین الان بگو . آقای دکتر آخه جلو شما که نمیشه . نگفتم که

کاری بکن . گفتم حرف بزن. من به تو میگم فقط بگو . باورم کنید برخی از اوقات میدونید به من چی

میگفت؟ آقای دکتر میتونم به انگلیسی بگم؟!!! چون I love you خیلی راحته . کشکی میشه گفت . love you. love you . ولی عاشقتم دوستت دارم نه . یه خانمی سر کلاس به من گفت که من بیست و

هشت ساله با شوهرم ازدواج کردم . به شوههرم گفتم که 28 ساله با تو ازدواج کردم اقلا یه دفعه بگو منو

دوستم داری . گفت ببین خانم . بیست و هشت سال قبل گفتم دوست دارم . اگه نظرم عوض شده بود

بهت میگفتم! .احتیاجی نداره بگم .

 

شماره نه : شما قراره با همسرتون راحت و آسوده باشید . حرفتون رو بزنید . تمنا میکنم گوش به این

پرت و پلاهای گرفتار بیمارگونه ندید. بهتون هم برنخوره ها . دروغ مصلحت آمیز . آخه آدم یه حرفهایی رو

نمیتونه بزنه ! چرا همه حرفها رو میشه زد و شما حق ندارید برای دیگران تصمیم بگیرید . شما قراره

حقیقت رو بگید . شما وقتی هزار دفعه قراره حقیقت رو بگید سه دفعه پنج دفعه هم دردسر درست

میکنه . بکنه ولی نهصد و نود و پنج دفعه اش درسته.و در عین حال صد تا بیماری دیگه هم درست

نمیکنه. تو جوامعی که آدمها حق دارن  دروغ  بگن ، غیبت و تهمت و افترا و بازی و تظاهر تعارف و فریب و

دروغ و همه کوفت و زهر مارهای دیگه هم دور و برش میاد . بنابراین مساله این هست که من حقیقت رو

میگم و باهاش هم آسوده و راحت هستم. برای اینکه بعدا میشه براش کاری کرد . یا درستش کرد یا

حلش کرد . دلیلی نداره شما با پنهان کاری بخواین کار دست خودتون بدید . یعنی من و شما قرار هست

که صمیمانه صادقانه حرفمون رو بزنیم و این آغاز کاره. تو زندگیتون راحت و آسوده باشید. همینجا این

نکته رو عرض کنم تمام و کمال حقیقت رو به همسرتون بگید . مثلا : شما از اداره اومدید . بعد مادرتون یه

ذره دلتنگی کرده و بهتون زنگ زده و رفتید یه سری به مادرتون زدید. میرسید خونه . همسرتون میگه کجا

بودی ؟ سر کار ! نه میدونم سر کار بودی . بعد از کار کجا بودی؟ تو راه !خوب میدونم تو راه بودی. خوب

چه خبر بود . ترافیک بود . خوب میدونم ترافیک بود . شما میدونید دنبال چیه . تازه جالبش اینه که او به

دلیل سیستمایی که داره قبلا با مادرتون درباره اینکه اون رو دیدید صحبت هم کرده . اصلا مادر شما برای

اینکه حرصتون رو در بیاره زنگی زده به او مه الان پسرم اومد اینجا من رو دید . شما که خبر ندارید . شما

از ماجرای زنها خبر ندارید که چه میکنن. شما آقای ساده ی هالویی هستید . قربونتون برم به مجرد اینکه

رسیدید بگید رفتم یه سری به مادرم زدم . خلاص. تو ترافیک بودم . سر کار بودم . آمدم بعد نمیدونم به

هر حال انسان میدونی . ول کنید این بازیها رو . شما میدونید دنبال چی هستید. مثل اینکه من به این آقا

برگردم بگم که لطفا یه پنج دلار از اون جیبتون به من بدید. بگه ندارم . بعد من ببینم از تو کیفشون بیست

دلار در میارن . میگم من که به شما گفتم پنج دلار از جیبتون بدین. میگه فلانی شما گفتید تو جیبتون

نگفتید تو کیفتون . من پول میخوام . تو جیبه تو کیفه تو بغله تو بانک . تو ماشینه . برو بیار. پول به من

بده . بازی برای چی در میاری. به شما میگه پریشب کجا بودی؟ میگی پریشب هیچی . چون پس

پریشب بوده. شما میدونید دنبال پس پریشب قربونتون. بگید نه اشتباه نکن تو راجع به پس پریشب

میخوای بدونی . اینجا بودم . بازی رو توقف بدید. نترسید . بذارید اگه چیزی میخواد خراب بشه الان بشه .

بیخودی هم نگید حالا سر شبه نمیخوام ناراحت بشه . اون ناراحت هست . نگید بیخودی نمیخوام

 weekend  رو خراب کنم . بذارید خراب بشه . یعنی چی . تمام و کمال حقیقت رو  از اول تا آخرش ، اون

چیزی که اون دنبالشه ، چون میدونین دنبال اینه که رفتی خونه مادرت یا نه اول بدون اینکه هیچ حرف

دیگه ای بزنید . : رفتم خونه مامانم . تمام . حالا کارم رفتم . تو ترافیکم بودم. خلاص. شما اینجاست که

اعتماد و اطمینان رو بر میانگیزید و بازی در نمیارید . بسیاری  از آدمها وقتی که اینگونه باشون حرف بزنی

کار درسته و الا گرفتاریست.

 

شماره ده : خواسته ها و احتیاجاتتون رو لطفا بگید . قربونتون برم مشخص بگید من گرسنه ام . من

خسته ام . من میخوام بخوابم . من این فیلمو دوس ندارم . من میخوام برم خونه مادرم. خواسته تون ،

احتیاجتون رو مشخص بگید . بیخودی نگید او خودش باید بفهمه. قربونتون برم این اگر میفهمید که با

شما ازدواج نمیکرد. کجای کارید . نمیفهمه . بهش بگید بازی در نیارید . بسیاری از اوقات دوستانی بودن

تو کار تراپی. زن یا شوهرشون رو بردن پهلو من که فلانی ما این رو میارمش شما لطفا اینو درستش

کنید. میگفتم قربونتون برم این اولن درست شدنی نیست . بعد از اون این چون خرابه و خره مونده . این

اگر خوب بشه میره . اینو درستش نکن . این همینجوری بذار باشه. اگر میخوای راحت باشی . این

همینجوری بمونه . بنابراین تو زندگیتون خواسته تون رو مشخص معین بگید. حتی در رابطه جنسی . یقه

اش رو بگیرید .  امشب. نه اینکه هی دور خودتون بچرخید بگید والا خوش به حال اونایی که ... یا دیروز یه

فیلمی میدیدم . یا دکتر هلاکویی تو رادیو گفت که دو یا سه دفعه رابطه جنسی در هفته لازمه. خواسته

تون رو مشخص و معین ، بازی در نیارید . مانور هم نکنید ها . چوان برخی از شما مانور میکنید .

میچرخید میگردید . دلیلی نداره . مشخص . روشن کنید . دوستانی که با من هستن میدونن. به من اگه

بگید غذا میخواید : بله . چایی میخوای : بله. احتیاجتون رو خواسته تون رو مشخص و معین بفرمایید و

نگرانش نباشید.

 

شماره یازده : مسئولیت تمام و کمال زندگی رو باید بپذیرید. ببینید وقتی که زن و شوهر با هم ازدواج

میکنند ، مسئولیت ها نصف نمیشه . کارها ممکنه نصف بشه یا تقسیم بشه که بعدا بهش میرسم .

خود اون هم یه مساله است . ولی مسئولیت مال هر دوی شماست . این نکته مهمه . صد درصد درصد

مسئولیت شماست. مثل اینکه فرض  بفرمایید از مدرسه برای بچه چهار ساله تون تلفن کنن که پسر

چهارساله ات که قرار بوده ساعت سه برش دارن الان سه و نیم است داره گریه میکنه دم مدرسه. شما

بگید که نوبت همسرم بود برش داره. میاد حتما . یا بهش بگید . زنگ بزنید به او !!! شما اولین حرفتون

این هست که بذارید من با پسرم صحبت کنم و دلداری و امیدواری که پسرم قربونت برم من دارم میام بعد

میریم بستنی میخوریم . که او خوشحال و راحت بشه که من دارم میام و بعد هم التماس به اون آدم که

خواهش ازتون میکنم که پهلوی پسرم باشید من دارم میام . هر کاری هم دارید میکنید میذارید زمین.

شما نمیتونید درباره مسئولیت صحبت کنید . امروز نوبت من نبود  .م گه ما نوبت داریم . تو زندگی

زناشویی صد درصد مسئولیت مال شماست. جالب اینه که من رو خط رادیو خانم دکتری تشریف آوردن

که من اصلا باورم نمیشد. برگشته میگه آقای دکتر من ازدواج کردم ولی شوهر من خرجی نمیده . خرجی

نمیده!!! شما درآمد دارید؟ بله . چقدر؟ خیلی . او الان چه میکنه ؟ الان کار نداره ! خرجی بده؟!!! یعنی

شما هنوز نگاه کنید . ما تو عصر حجریم ولی دکتر شدیم. مساله مسئولیت چیزی نیست که مال اونه

مال من نیست. بنابراین صد درصد شما مسئول هستید.

 

شماره دوازده : همه ما نقاط ضعف داریم . همه ما . همه ما یه جامون عیب و ایراد داره . همه ما

اینجامون یه خالی است . اونجامون یه کجی ایه  . سر مساله درس مشکل داریم . سر مدرکمون داریم .

سر مادر دیوونه مون داریم . سر لاغریمون داریم . سر دایی خلمون داریم . هیچ کسی نیست که یه

عالمه نقطه ضعف نداشته باشه. وظیفه مسئولیت شما اینه که از جنبه های ظریف، لطیف ، حساس ،

آسیب پذیر و شکننده همسرتون "شما" مواظبت و مراقبت کنید. مبادا هرگز به روی خودتون بیارید راجع

به اون خال اش یا راجع به پدر و یا مادر دیوانه اش. دو: به مجردی هم که در یک مهمونی بحث هست

راجع به مدرک تحصیلی و شما میدونید همسرتون اینجا اذیت میشه شما با زیرکی و زرنگی باید موضوع

رو عوض کنید. یعنی شما وظیفه محافظت و مراقبت دارید. شما "باید" مواظبت و مراقبت کنید . شما

میدونید همسرتون حساسه نسبت به سنش. نه اینکه درست یا غلطه. اصلن بحث اون نیست. شما

تمام نیروتون رو به کار میبرید که از این حساسیت که فعلا و همچنان وجود داره شما مواظبت و مراقبت

کنید. حالا درست نگاه کنید. تو جامعه ما اگر همسر ما یه اشکالی داره نقطه ضعف دست ماست . تمام.

تپلی . قلقلی و بنابراین ولش هم نمیکنیم. مامان دیوونه . و به حساب خودمون فکر میکنیم که چقدر هم

باهوشیم و چقدر هم ماشالله خوشمزه ایم . نیستید . حال به هم خوردنی هستید. چون من انقدر آدمها

رو دیدم که در خلوت و تنهایی تو کار تراپی تمام حرفشون این بوده که فلانی ما تو هر مهمونی که میریم

بالاخره همسرم یه جوری من رو جلوی بقیه خراب میکنه . یه چیزی میگه که میدونه من حساسم. یه

مساله ای رو مطرح میکنه که منو آتش میزنه. حتی شما میدونید بالاتر از اون : شما حق ندارید . شما

حق ندارید هیچ وقت همسرتون رو جلو هیچ کسی ازش انتقاد کنید . سر هیچ چیز . شما حق ندارید

هیچ وقت همسرتون رو جلو هیچ کسی تصحیحش کنید. همسرتون برمیگرده میگه پاریس پایتخت لندنه.

به شما چه مربوطه ؟ شاید شده باشه ! اولا اگر شما درباره آقایون میگید که اشکال کار آقایون این است

که وقتی که پنج تا مرد هستن معمولا هیچ کس حرف نمیزنه و تازه اگه یکیشون حرف بزنه اون چهارتا

گوش نمیدن .! بنابراین اگر از شوهرتون پرسیدید شما مردها چی میگفتید؟ گفت : هیچی. باورش کنید.

با شما خانم ها متفاوته که اگر پنج تا هستید حتما یه تاتون دارید با هم حرف میزنید هر پنج تاتون هم

میفهمید همه چی گفتن. مردها ندارن این توانایی رو . وقتی که حرف میزنن گوش نمیدن. بنابراین وقتی

که همسرتون برگشت گفت که پاریس پایتخت لندنه . اولا کسی گوش نداد دوم اونایی که گوش دادن

نفهمیدن . سوم اونایی که فهمیدن میدونن اشتباه شد . چهارم اونایی هم که فکر کردن این نمیدونه ول

کردن. شما چه میگید؟! من اصلا نمیفهمم شما برای چی همسرتون رو تصحیح میکنید.؟!!! . نخیر آقا نه

خانم اشتباه نکنید اینجوری ... خفه! علتش که اینو میگم من تو مهمونی ها دیدم همینجوری هاج و واج

موندم بیست تا آدم نشستن شما تصحیحش میکنید . به شما چه مربوطه. که این خره من نیستم .

قربونت برم زنشی شوهرشی کارت خرابتره. تو زیر و روی این خری . بنابراین رها کنید این بازی را که من

یه مسئولیتی در جهت تصحیح دارم . حتی در خصوص بچه  ها تونم همینه. من یادمه پسر بزرگ من توی

مهمونی بودیم یه صحبتی کرد شاید سه سالش بود گفت یه چیزی رو میخوام برفوشم . خوشبختانه

هیچ کس هم چیزی نگفت . خوب منم به روی خودم اصلا نمیاوردم. توی هفته بعد ده پونزده تا موضوع

پیدا کردم که بهش گفتم اینو باید بفروشیم اون رو باید بفروشیم. یادم مون برای اینکه مواظب بودم . یک

ماه بعد داشت یه چیزی میگفت که گفت بفروشم . تموم شد رفت . هرگز نفهمید که اشتباه کرده . هرگز .

برای اینکه من هرگز تصحیحش نمیکردم . حتی اگه خودش هم با من تنها بود من تصحیحش نمیکردم. ما

قرار نیست تو دنیا به مردم بگیم عیب و ایرادشون چیه . ما اگر فکر میکنیم یه چیزی غلطه یه راهی داره

برای اینکه اون چیزی که غلطه رو یه جوری که حتی او خودش نفهمه غلطه بهش درستش رو بفهمونیم

تموم شد و رفت و حالا شما بسیاری تون تو مهمونی ها هستید همسرتون داره یه چیزی رو تعریف میکنه.

: تعریف نکن تو خرابش میکنی حالا بذار من بگم . انگار مثلا یه مدال بزرگی داره این کار . بنابراین تو

زندگی شما وظیفه تون مواظبت و مراقبت از زمینه های ظریف و لطیف و حساس است.

 

شماره سیزده : مساله گفتگو و ارتباط است . شما میدونید میان دو نفر که زن و شوهرند و همیدیگه رو

دوست دارند فرض و اساس این هست که اون چیزی که اسمش صمیمیت است یعنی Intimacy در آنچه

اسمش communication  هست خودشو نشون میده . یعنی ارتباطی که مبتنی بر صمیمیت است

معناش اینه که اولا من هرچه را حس میکنم و احساس میکنم و باور دارم و هقیده و نظرمه اول میگم ،

بعد درباره اش فکر میکنم . بعد تصمیم میگیرم که توش تجدید نظری بکنم یا تغییرش بدم . روزی که شما

اول باید فکر بکنید و بعدا حرف بزنید معناش این هست که با آدمی که در ارتباط هستید صمیمی

نیستید . صمیمیت شرطش اینه که من اول حرف میزنم بعدا خودم متوجه میشم اشتباهه . اشکال داره .

گرفتاری داره . به همین جهت است که در Intimacy یا صمیمیت که در گفتگوی میان زن و شوهر هست

کسی نمیخواد چیزی رو ثابت کنه . هیچ کس نمیخواد ثابت کنه که باهوشه . هیچ کس نمیخواد ثابت

بکنه که دیگری نادانه . هیچ کس نمیخواد در گفتگو از خودش دفاع کنه. هیچ کس نمیخواد در گفتگو به

دیگری حمله کنه. هیچ کس حالت حمایتی وprotectiveبه خودش نمیگیره . هیچ پشیمانی در بیان

مطالب نداره . علتش هم این است که آنچه رو که حس و احساس کرده بیان کرده. و بعدا چون میتونه

آنچه رو که بیان کرده عقیده اشه نظرشه مخالف باشه و متفاوت باشه درست مانند دیگری که اون عقیده

و نظر رو نداریه میتونه عوض بشه . بنابراین تمنا میکنم دقت کنید . یه گرفتاری که در بسیاری از فرهنگ

ها از جمله فرهنگ ما هست اینه که ما تصورمون بر این هست که باور من و اعتقاد من خودِ منه .

نظرمون این هست که حرف من خود منه. حرف من حرفه که من یاد گرفتم و میگم . عقیده و نظری که

ابراز میکنم از دیگران گرفتم به شما میگم روزی هم که متوجه شدم عیب داره ایراد داره معناش عبارت از

این است که یک کس دیگه اشتباه کرده و منم اشتباه اون رو متوجه نشدم . به عنوان عقیده درست

خودم بیان کردم . وقتی متوجه اشتباهش شدم برش میگردونم . چون ما راهی غیر از این نداریم . اگر

کسی هستیم که اگر حرفی رو زدید بعدا باید پاش بایستید حالتون بده . نشون دهنده آسیبتونه . این

نشانه کله شقی و یک دندگی شماست . که فکر میکنید اگر قبول کردید حرفتون درست نیست یا

اشتباهه یا احتمالا در این مورد مناسب نیست یه عیب و ایرادی دارید . اصلن. به هیچ وجه . اینها با هیچ

واقعیتی نمیخونه . شما در زمانهای مختلف عقاید و نظریات متفاوتی داشتید و دارید . و با توجه به شرایط

و وصعیتی که پیدا میشه حرفی میزنید. و بنابراین مهمش این هست که بعد از اینکه حرفتون رو زدید اماده

باشید که اون نظر رو یا اون حرف رو واقع بینانه و صمیمانه زیر سوال ببرید و اگر احتمالا اشکالی داره

عوضش کنید . بنابراین در گفتگوی صمیمانه آدم حرف میزنه بعدا فکر میکنه و در گفتگوی غیر صمیمانه آدم

اول فکر میکنه بعد حرف میزنه و به همین جهت است که برخی از شما حرفتون این هست که من در

ارتباط این آدم مساله و مشکلم این هست که به نوعی و به گونه ای مثل اینکه روی به اصطلاح پوست

تخم مرغ دارم راه میرم . بنابراین باید مواظب باشم والا یه چیزی خراب میشه میشکنه و به هم میریزه .

خوب در اینجا مساله یک چیز دیگری است یعنی من مشکل و مساله و گرفتاریم موضوع در حقیقت

صمیمیت و دوستی است که بین ما نیست . یعنی اون  friendship اون محبت اون صمیمیت اون دوستی

اون عشق وجود نداره و بنابراین من در communication هم گیرم و گرفتار. ممکنه برخی از اوثات در بیان

مسایل یه جنبه تدریجی gradual  رو براش قایل باشید . ولی این بسیار متفاوته برای اینکه من وشما

احتمالا فکر میکنیم مطلب رو میتونیم عوض کنیم. بنابراین گفتگویی که مفید و موثره اینه که اول حرف

میزنیم و بعدا راجع بهش فکر میکنیم. و این انتظاری است که تو زندگی زناشویی هست . بنابراین هرگز ،

هرگز شما نمیتونید به همسرتون بگید : تو اینو گفتی. اینو گفتم و نظرم رو عوض کردم . اینو گفتم و

خودم متوجه اشتباهم شدم . من این رو بارها عرض کردم . من خیلی ازا وقات روی خط رادیو و تلویزیون

حرفهایی شنیدم بسیار غلط بسیار بی معنی بسیار بی پایه و اساس و کاملا به اون آدم هم حمله

کردم . اما بعد از یه مدتی که بهش نگاه کردم دیدم پنج سال قبل پانزده سال قبل خودم همین افکار و

عقاید رو داشتم . متوجه شدم که مادر من فوت کرد با همین افکار و عقاید . چطور بود که من خوب بودم

مادرم خوب بودم . شما حالا عیب و ایراد دارید . بنابراین شما حرف میزنید برای اینکه حرفی زنید و

بنابراین مهمش اینه که بعد از اینکه حرف رو زدید حاضر هستید واقع بینانه بهش برگردید و نظرتون رو

عوض کنید یا نه . بنابراین هیچ کس رو نمیشه آویزونش کرد که تو هفته قبل هفت سال قبل هفده سال

قبل اینو گفتی . گفتم که گفتم . بیخود این بازی رو در نیارید . یعنی ابدا این مساله درست نیست . اگر

آدمی که هفت سال قبل یا فهده سال قبل یه حرفی زده ، امروز هم این حرفو میزنه شما امروز بحث

دارید . اگر هفت سال قبل و هفده سال قبل گفته که گفته . چون گرفتاری تو زندگی اون وقتی پیدا میشه

که من و شما بیایم آدمها رو در یه زمانی به خاطر کار یه زمان دیگه و حرفی و یه عقیده ای بخوایم زیر

سوال ببریم . همه ماها یه روزی بچه بودیم . یه روز قنداقمون رو خیس میکردیم یه روز جلو مهمونا کار بد

میکردیم .  حالا که مادر ما نمیتونه ما رو آویزن کنه که تو سه ماهگی چهارماهگی چه خاکی به سر اونا

کردی. خوب کردم که کردم . تمنا میکنم اینو دقت کنید. روزی که همسرتون یه حرفی زده بعدا عقیده و

نظرش رو عوض کرده موضوع تموم شده است. روزی که شما بخاهید برگردید سر اون حرف شما دارید

استفاده و سوء استفاده میکنید . و شما صمیمی و صادق و خوب و مهربان و سازنده نیستید . او حرفی

زده بعد هم برمیگرده میگه اشتباه کردم . یا مطلب رو به صورت دیگه ای مطرح میکنه . به همین جهت

است که آدمها رو آویزون حرفهاشون باورهاشون اعتقاداتشون به خاطر گذشته نمیشه کرد. این تو رفتار به

دلیل آسیبی که میزنه محیط اجتماعی ممکنه در مواردی نگذاره . تازه همونم شامل اصل مرور زمان

میشه و یه قاعده های اونجا وجود داره . اما در خصوص حرف و گفتگویی که انسان آزاده ، بر فرض که

گفتنش هر اندازه هم آزار دهنده و آسیب زننده هم بوده او را به عنوان چیزی که قطعی و نهاییه نگیرید .

مگر اینکه دنبال بازی یا بهانه ای میگردید که اون قصه دیگریست و با صمیمیت هیچ ارتباطی نداره.