چه سود
چه سود
بی خبرازهم دگرآسوده خوابیدن چه سود
برمزار مردگان خویش نا لیدن چه سود
جانم زنده راتا زنده است آب دستش بده
ورنه برسنگ مزارش آب پاشیدن چه سود
زنده را در زندگی رازش پوش
ورنه مشکی از پس مرده پوشیدن چه سود
زنده راتا زنده است چون گل پرورش
ورنه برسنگ مزار کوزه گل چیدن چه سود
زنده را تا زنده است لوح تقدیرو گل بده
ورنه بر روی مزارش تاج گل چیدن چه سود
گر نرفتی خانه اش تا زنده بود
خانه صاحب عزا شب وروزماندن چه سود
دست پیروجوان رابا محبت بوسه زن
برفراغش دست غم برسرگرفتن چه سود
تا زمانی زنده ایم باهمدگربیگانه ایم
درعزاها روی هم دگربوسیدن چه سود
تازنده ایم عطر و گلاب پاشیدن صفاست
در عزا عطر وگلاب ناب پاشیدن چه سود
شبی تازنده ام باغم وشادیم همسازشو
ور نه بر روی مزارم زارنا لیدن چه سود
جان من گر نپرسی حال من تازنده ام
گریه و زاری و نالیدن از برای من چه سود
حال تا زنده ام درمیان دوست وآشنایم غریب
بعد رفتن اهل محفل جمع ؛ اما چه سود
سال ها آمد و رفت و نکردی یاد من
جای خالی مرا در انه ام دیدن چه سود
گر نکردی یاد من تا زنده ام
سنگ مر مر بر مزارم چیدن چه سود
ظهوریان